بلوغ را به حالت يتيمى ، چنان كه گفت : فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ ( 1 ) ، و ايشان در آن حال كه به روى آمدند به سجده ساحر و كافر نبودند ، بل مؤمن بودند ، و لكن حق تعالى براى مقاربت ( 2 ) حال را ساحر خواند ايشان را كه اين وصف بر ايشان بمثابت نام شده بود ، همچنين در آيت ما ، و رسول را - عليه السّلام - پس از چهل سال يتيم ابو طالب مىخواندند ، براى آن كه يتيم از پدر باز ماند ، و ابو طالب او را در حجرهء ( 3 ) خود بپرورد .
* ( وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ ) * ، و بدل مكنيد ( 4 ) پليد را به پاك ، يعنى مالهاى ايشان [ كه ] ( 5 ) بر شما حرام است بر مگيرى ( 6 ) ، و مال خود كه حلال است شما را با جاى نهى ( 7 ) . و پليد و پاك كنايت است از حلال و حرام ، نظيره قوله : قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ ( 8 ) ، أى الحلال و الحرام ( 9 ) .
مفسّران در معنى اين تبديل و تغيير خلاف كردند . بعضى گفتند كه : ايشان را عادت بودى كه مال نيك رفيع بر گرفتندى و بد و خسيس به جاى آن بنهادندى ، اين قول سعيد بن المسيّب است و نخعي و زهري و سدّي و ضحّاك . عطا گفت : به مال يتيم تجارت كردند [ ى ] ( 10 ) و سود به او ندادندى . ابن زيد گفت : در جاهليّت كودكان خرد ( 11 ) را ميراث ندادندى ، ميراث به بزرگان دادندى و زنان را ميراث ندادندى . و ابن زيد چنين خواند فى قوله تعالى : وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدانِ ( 12 ) ، لا تورثوهنّ شيئا ، مجاهد گفت : تعجيل مكنيد ( 13 ) به نفقهء حرام تا حلال به دست آمدن . * ( وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ ) * ، يعنى مع اموالكم ، و مالهاى ايشان با مالهاى خود مخوريد . و « إلى » اين جا به معنى « مع » است ، و مثله قوله :
هامش
( 1 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 46 .
( 2 ) . تب : مقارنهء .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز لب : حجر .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : مكنى / مكنيد .
( 10 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . تب : بر مگيريد .
( 7 ) . تب : نهيد .
( 8 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 100 .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، تب : أى الحرام و الحلال .
( 11 ) . تب : خورد .
( 12 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 127 .
( 13 ) . آج ، لب ، فق : مكنى / مكنيد .