تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بافته و بالشى در زير سر نهاده از اديم كه حشوش ليف ( 1 ) بود ، جماعتى صحابه در آمدند . رسول ( 2 ) برخاست ( 3 ) و آن درشتى سازه ( 4 ) در پهلوى او اثر كرده ( 5 ) ، يكى از صحابه بگريست . رسول - عليه السّلام - گفت : چرا مىگريى ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! كسرى و قيصر بر حرير و ديبا نمىخسپند به تنعّم ، و تو اين چنين بر سازه ( 6 ) خفته و پهلوهاى تو ( 7 ) از آن رنجور شده ! گفت : چه باك است لهم الدنيا و لنا الاخرة ، ايشان را دنياست و ما را آخرت . * ( وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) * - الآية ، اين اسم به مثابت علم شده است جهودان و ترسايان را ، أعنى اهل كتاب . در سبب نزول او خلاف كردند . جابر عبد اللَّه انصارى و عبد اللَّه عبّاس گفتند و أنس و قتاده كه : آيت در نجاشى آمد پادشاه حبشه ، و نام او أصحمه بود ، و آن به تازى عطيّه باشد . چون او به حبشه فرمان يافت ، جبرئيل - عليه السّلام - بيامد و رسول را خبر داد . رسول - عليه السّلام - صحابه را گفت : بيرون آييد ( 8 ) تا بر برادرى از آن شما نماز كنيم كه فرمان يافته است ، نه بر زمين شما . گفتند : يا رسول اللَّه ! و آن كيست ؟ گفت : نجاشى . رسول - عليه السّلام - به گورستان بقيع آمد با صحابه ، و خداى تعالى حجاب برداشت تا رسول - عليه السّلام - جنازهء او بديد و بر آن نماز كرد و استغفار كرد ، منافقان گفتند : بنگريد ( 9 ) بر علجى حبشى ترسا نماز مىكند كه هرگز نديده است او را ، و نه بر دين اوست ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . عطا گفت : آيت در چهل مرد آمد از اهل نجران من بنى الحارث بن كعب ، و سى و دو مرد از حبشه ، و هشت مرد از روم كه ايشان بر دين عيسى بودند ، به محمّد - عليه السّلام - ايمان آوردند . ابن جريج و ابن زيد گفتند : در عبد اللَّه سلام آمد و اصحابش . مجاهد گفت : در مؤمنان اهل كتاب آمد .
هامش
( 1 ) . مر خرما . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز مر عليه السّلام . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز : برخواست . ( 6 - 4 ) . آج : سازو . ( 5 ) . فق ، مر بود . ( 7 ) . اساس : پهلوها تهى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بيرون آيى / بيرون آييد . ( 9 ) . آج ، لب ، فق : بنگرى / بنگريد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 227 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي