ايمان آريد ( 1 ) و از ايشان مطالبهء اين قربان مكنيد ( 2 ) .
آنگه حق تعالى گفت : يا محمّد ! به جواب ايشان بگو * ( قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ ) * ، پيش از من پيغامبرانى آمدند با حجّتها و قربانها كه آتش بخورد ، چرا ايشان را بكشتيد ( 3 ) چون زكريّا و يحيى - عليهما السّلام - و ديگر پيغمبران ( 4 ) را كه جهودان بكشتند ايشان را ، اگر ( 5 ) شما راستيگريد ( 6 ) در اين دعوى كه مىكنيد ( 7 ) ؟ و [ آيت ] ( 8 ) اگر چه خطاب است با جهودان عطر رسول ، مراد پدران ايشاناند چنان كه ( 9 ) آيات سورة البقره گفتند براى آن حواله كرد بر ايشان كه همه يكى بودند در ملَّت و اعتقاد ، و گفتهاند : براى آن كه اينان به فعل ايشان راضى بودند ، و آيت وارد است مورد تكذيب جهودان در آن دعوى كه كردند ، و نيز در آيت رسول را - عليه السّلام - تسليت ( 10 ) است از اين وجه كه اگر اينان صدق تو مىدانند ( 11 ) و تو را تكذيب مىكنند ، چه عجب كه پدران اينان صدق آن پيغامبران [ مى ] ( 12 ) دانستند و ايشان را مىكشتند .
آنگه رسول را - عليه السّلام - دلخوشى مىدهد بقوله : * ( فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ ) * ، اگر تو را اى محمّد تكذيب مىكنند ، پيش از تو پيغامبران ديگر را تكذيب كردند كه : * ( جاؤُ بِالْبَيِّناتِ ) * ، كه ايشان حجّتها آوردند [ و كتابها آوردند ] ( 13 ) . و « زبر » جمع زبور باشد ، و زبور به تازى كتاب بود ، فعول به معنى مفعول است ، من زبرت أى كتبت ( 14 ) .
هامش
( 1 ) . دب ، آج : آرى / آريد .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق : نكنى / نكنيد .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بكشتى / بكشتيد .
( 4 ) . تب : پيغامبران .
( 5 ) . اساس : كه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آج ، لب : راستگرى / راستگريد ، فق : راستگيرى ، تب : راست گوييد .
( 7 ) . دب ، آج ، لب : مىكنى / مىكنيد .
( 12 - 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 3 / 274 ) در .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : تسلَّى .
( 11 ) . مر : نمىدانند .
( 13 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 14 ) . آج لامرئ القيس ، تب شعر .