هفتاد سرير باشد از زر [ 277 - پ ] ، قوايم آن از زبرجد و درّ ( 1 ) مرصّع به قضبان زمرّد ، بر هر سريرى چهل بستر كرده باشد ، كثافت هر بسترى چهل گز ، بر هر بسترى جفتى از حور العين كه صفت ايشان آن باشد كه خداى تعالى گفت : عُرُباً أَتْراباً ( 2 ) .
مرد گفت : يا امير المؤمنين ؟ « عرب » و « أتراب » چه باشد ؟ گفت :
الغنجات الرّضيّات الشّهيّات
، نازنينان پسنديده آرزو ، و هر يكى را از ايشان ( 3 ) هفتاد [ هزار ] ( 4 ) كنيزك و هفتاد هزار غلام باشند ( 5 ) با رويهاى چون ماه و تاجهاى زر و لؤلؤ ، ازارهاى شراب ( 6 ) بر دوش افگنده و كوزهها ( 7 ) و ابريقها بر دست گرفته ، چون روز قيامت باشد و ايشان بر مرتبهء خود مىآيند ، به آن خداى كه جان محمّد به امر اوست كه اگر پيغمبران در راه پيش ايشان به افتند ( 8 ) از بهاء ( 9 ) ايشان پياده شوند ( 10 ) . پس اين شهيدان بيايند و در موقف شفاعت بايستند ، هر يكى از ايشان هفتاد هزار گناهكار را شفاعت كنند از اهل البيت ( 11 ) و همسايگان ، تا دو همسايه با يكديگر خصومت كنند هر يكى گويد : من اوليترم به شفاعت او كه من نزديكترم به جوار و همسايگى او ، آنگه بيايد و با من و با ابراهيم بر مائده خلد بنشيند ، خداى تعالى به رحمت به ايشان ( 12 ) مىنگرد ، و ايشان به ثواب و كرامت خداى مىنگرند به بامداد ( 13 ) و شبانگاه .
راوى خبر روايت كند - قيس الجذامّى - از رسول - عليه السّلام - كه او گفت :
خداى تعالى شهيدان را شش خصلت بدهد عند آن كه ( 14 ) اوّل قطرهء خون او بر زمين آيد ، گناهانش ( 15 ) جمله بيامرزد و جاى خود در بهشت بيند و جفت خود را از حور العين ، و از
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : درّ و زبرجد .
( 2 ) . سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 37 .
( 3 ) . مر : و در خدمت هر يكى .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق : باشد .
( 6 ) . كذا : در اساس ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : سراب ، مر : شرب .
( 7 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : كوزها / كوزهها .
( 8 ) . كذا : در اساس و وز ، دب ، آج ، لب ، فق : بر افتند ، مر : آيند .
( 9 ) . وز ، زير اين كلمه با خط اصلى افزوده است : يعنى از ملاحظهء نور و صفاى ايشان .
( 10 ) . وز : ايشان شوند .
( 11 ) . دب : اهل بيت .
( 12 ) . آج ، لب : با ايشان ، مر : بر ايشان .
( 13 ) . دب : بام داد ، لب : مىنگرند بامدادى .
( 14 ) . مر : پيش از آن كه .
( 15 ) . دب ، آج ، لب ، فق را .