الكسر ، و منه الفضّة ، و قال أبو النّجم :
مستعجلات القبض عين جرد ( 1 )
ينفضّ عنهنّ الحصى بالصّمد
و اشارت در آيت و حكايت غايت كرم اوست ، منه العطاء ، و منه الثّناء ، هم او بدهد ، و هم او ثنا كند .
* ( فَاعْفُ عَنْهُمْ ) * ، [ عفو ] ( 2 ) بكن از ايشان آنچه روز احد كردند . * ( وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ ) * ، و براى ايشان استغفار كن و آمرزش خواه تا من ايشان را بيامرزم . اشارت در اين آن است كه از دو بيرون نيست : يا تو را آزارند يا مرا ، اگر تو را مىآزارند من شفيعم .
* ( فَاعْفُ عَنْهُمْ ) * ، و اگر مرا آزارند تو شفيع باش ، * ( وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ ) * .
* ( وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ ) * ، و به ايشان مشورت كن در كار . و اصل « مشورت » استخراج رأى باشد ، من قولهم : شرت الدّابّة إذا استخرجت جريها ، و شرت العسل إذا استخرجته ، اشرته و اشترته بمعناه ، و اين جاى را كه در او اسپ تا زند يا اسپ عرضه كنند بر خريدار آن را مشوار خوانند ، قال الاعشى :
كأنّ جنيّا من الزّنجبي
ل بات بفيها و أريا مشورا
من شرت و من اشرت ، قول عدىّ بن زيد :
في سماع بأذن الشّيخ له
و حديث مثل مأذىّ مشار
و علما خلاف كردهاند در آن كه خداى - جلّ جلاله - چرا رسول را - عليه السّلام - فرمود كه با كمال عقل و اصابت رأى و انديشهء او در عواقب با ايشان مشورت كن و با وحى آسمان او را به آن چه حاجت بود ؟ بعضى گفتند : مراد خاصّ است ، يعنى به آنچه در آن بنزديك تو از خداى ( 3 ) وحى ( 4 ) نباشد با ايشان مشورت كن .
دليل اين قول قراءت عبد اللَّه عبّاس است : و شاورهم في بعض الأمر .
كلبي گفت : خاصّ است به امر كارزار و آنچه تعلَّق به آن دارد كه ايشان را در آن علمى و تجربتى بود .
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، مصراع در تفسير قرطبى ( 4 / 249 ) چنين است :مستعجلات القيض غير جود( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مر : بنزديك خداى .
( 4 ) . آج : وحيى .