تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
گرويده‌ايد مباشيد ( 1 ) چون آنان كه كافر شدند ، و گفتند برادر ( 2 ) ايشان را چون برفتند ( 3 ) در زمين تا بودند غزا كنندگان اگر بوديد ( 4 ) نزديك ما نمردندى و بنكشتندى ايشان را ( 5 ) تا كند خداى آن را اندوهى در دلهاى ايشان ، و خداى زنده كند و بميراند ، و خداى به آنچه مىكنيد شما بيناست . و اگر بكشتند شما را ( 6 ) در راه خدا يا بميريد ( 7 ) آمرزش از خداى و بخشايش بهتر بود از آن كه ( 8 ) شما گرد مىكنيد . و اگر بميريد ( 9 ) يا بكشتند ( 10 ) شما را ، با خداى جمع كنند شما را . [ به ] ( 11 ) بخشايشى از خداى ( 12 ) نرم شدى ايشان را و اگر بودى تو بدخو ، درشت دل ، پراگنده شدندى از پيرامن تو ، عفو بكن ( 13 ) از ايشان و آمرزش خواه بر ايشان ( 14 ) و مشورت كن با ايشان در كار ، چون عزم كنى توكّل كن ( 15 ) بر خداى كه خداى دوست دارد توكّل كنندگان را . و اگر يار باشد خداى شما را نبود غلبه كننده شما را ، و اگر رها كند شما را كيست آن كه يارى كند شما را از پس او ؟ و بر خداى بايد تا توكّل كنند مؤمنان .
هامش
( 1 ) . دب : گرويده اى مباشى . ( 9 - 2 ) . آج ، لب ، فق : برادران . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : مىرفتند ، مر : برفتندى . ( 4 ) . دب : بودى . ( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر : كشته نشدندى . ( 6 ) . آج ، لب ، فق : و اگر كشته شويد ، مر : اگر بكشند شما را . ( 7 ) . دب : بميرى / بميريد . ( 8 ) . آج ، لب ، فق : آنچه . ( 10 ) . آج ، لب ، فق : يا كشته شويد . ( 11 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 12 ) . وز و . ( 13 ) . آج ، لب ، فق : جرم فروگذار . ( 14 ) . وز ، آج ، لب ، فق : براى ايشان . ( 15 ) . آج ، لب ، فق : اعتماد نماى .