نگيرد . آنگه حق تعالى بگفت كه : بگو ايشان را كه از وجود شما بس غنا نيست ، و از عدم شما بس خللى نيست .
* ( قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ ) * ، بگو كه اگر شما در خانههاى خود نشسته بوديتان ، * ( لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ ) * ، برون ( 1 ) آمدندى آنان كه قتل و كشتن ( 2 ) بر ايشان نوشتند ، يعنى بر ايشان واجب كردند ( 3 ) ثبات كردند در كارزار تا از دو كارزار ( 4 ) يكى پديد آيد ، امّا ظفر و امّا كشتن ايشان به خوابگاه و مصرع خود ، يعنى ايشان چون به كارزار آيند دل چنان بر مرگ نهاده باشند كه پندارى اين مصرع و افتادنگاه ( 5 ) ايشان خوابگاه است ايشان را . * ( وَلِيَبْتَلِيَ اللَّه ما فِي صُدُورِكُمْ ) * ، و تا خداى امتحان و آزمايش كند آنچه در دلهاى شماست بر آن تأويل كه گفتيم . * ( وَلِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ ) * ، و خالص كردند ( 6 ) آنچه در دلهاى شماست ، يعنى آنچه شما در دل دارى ( 7 ) از نفاق اظهار كند رسول - عليه السّلام - و مؤمنان را ، چنان كه گفت : ما كانَ اللَّه [ 270 - پ ] لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْه حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ( 8 ) .
* ( وَاللَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ) * ، و خداى تعالى عالم است به اسرار دلها ، و در اين لفظ دليل است بر آن كه حقيقت ابتلاء بر خداى نباشد ، براى آن كه به ابتلاء آن ( 9 ) را حاجت بود كه چيزى نداند ( 10 ) تا بداند ( 11 ) ، و آن كه او ( 12 ) اسرار دلها داند او را به آزمايش حاجت نباشد .
قوله : * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ ) * - الاية . بيشتر مفسّران گفتند : مراد آنانند كه روز احد بگريختند ، آنان كه از شما پشت بدادند . * ( يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ ) * ، آن روز كه دو لشكر روى به هم نهاد ( 13 ) ، يعنى روز احد ، و گفتند : مراد جماعتىاند كه با مدينه شدند . * ( إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ ) * ، شيطان ايشان را از راه ببرد و بخيزانيد ( 14 ) و پاى ايشان
هامش
( 1 ) . مر : بيرون .
( 3 - 2 ) . لب و خالص گرداند آنچه در دلهاى شماست .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر : دو كار .
( 5 ) . مر : و جاى افتادن .
( 6 ) . كذا : در اساس و وز ، دب ، آج ، لب : ندارد ، مر : خالص گرداند .
( 7 ) . مر : داريد .
( 8 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 179 .
( 9 ) . مر : كسى .
( 10 ) . اساس و وز : بداند ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . مر : و خواهد كه بداند .
( 12 ) . مر : اضمار .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مر : نهادند .
( 14 ) . مر : بلغزانيد .