اوّل فوت ظفر و غنيمت ، و غم دوم قتل و جراح و هزيمت ، و گفتهاند : غم اوّل قتل و جراحت و هزيمت ، و غم دوم ارجاف به قتل رسول - عليه السّلام . و گفتهاند : غم اوّل راه يافتن خالد بن الوليد بر ايشان از شعب ، و غم دوم بازگشتن ابو سفيان و ظفر او بر مسلمانان ، اين براى چه كرد ( 1 ) ؟ * ( لِكَيْلا تَحْزَنُوا ) * ( 2 ) * ( عَلى ما فاتَكُمْ ) * ، تا دلتنگ و دژم نباشى ( 3 ) بر آنچه فايت شد از شما از ظفر و غنيمت . * ( وَلا ما أَصابَكُمْ ) * ، المعنى و لا على ما اصابكم ، « ما » در محلّ جرّ است لعطفه على مجرور ، و نه بر آنچه به شما در رسيد از جراحت و قتل و هزيمت ، و نظير او از وجهى قوله تعالى : لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ ( 4 ) .
گفتند معنى آن است كه : چون مسلمانان را از جهت ارجاف منافقان به قتل رسول - عليه السّلام - و كسر و وهن دلتنگ شدند ، بس ( 5 ) بر نيامد كه رسول - عليه السّلام - به بالايى برآمد و گفت :
أنا رسول اللَّه .
مسلمانان شادمانه ( 6 ) شدند . بس ( 7 ) بر نيامد كه ابو سفيان با جماعتى بر سر كوه آمدند ، مسلمانان دلتنگ شدند از آن كه ترسيدند كه دگر باره بر ايشان زنند و ايشان را مجروح و منكوب كنند . رسول - عليه السّلام - دعا كرد ، خداى تعالى بگردانيد ايشان را تا از كوه فرود آمدند و روى به راه نهادند مسلمانان شادمانه ( 8 ) شدند به يك ساعت چند بار دلتنگ شدند و خرّم شدند ، خداى تعالى گفت : تا بر رنج دنيا و محنت و بلاى او دلتنگ نباشيد ( 9 ) كه هيچ دو را ( 10 ) بقا نيست :
اصبر لدهر نال منك
فهكذا مضت الدّهور
فرحا و حزنا مرّة
لا الحزن دام و لا السّرور
مفضّل گفت : « لا » صله است ، و المعنى لكى ( 11 ) تحزنوا ، اين براى آن كرد تا
هامش
( 8 - 1 ) . آج ، فق قوله تعالى .
( 2 ) . دب ، مر : تأسوا .
( 3 ) . مر : نباشيد .
( 4 ) . سورهء حديد ( 57 ) آيهء 23 .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر : بسى .
( 6 ) . لب ، مر : شادمان .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : بسى .
( 9 ) . دب ، آج ، لب : نباشى / نباشيد .
( 10 ) . وز ، لب : او را ، مر : دور را .
( 11 ) . مر : لكيلا .