تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و شقّ له من اسمه ليجلَّه فذو العرش محمود و هذا محمّد
نبىّ أتانا بعد يأس و فترة من اللَّه الأوثان فى الارض تعبد
و أرسله ( 1 ) ضوءا منيرا و هاديا يلوح كما لاح الصّقيل ( 2 ) المهنّد
رسول - عليه السّلام - گفت نبينى ( 3 ) كه خداى تعالى چگونه صرف كرد از من ستم كافران ، ايشان مذمّم را دشنام مىدهند ، و من محمّدم به لفظ و معنى ، جز آن است كه كافران نخواستند كه رسول را از دشمنى به اسم مدح خوانند او را بر عكس مذمّم خواندند . رسول گفت : آن دشنام ايشان متناول نباشد مرا كه ايشان دشنام مذمّم را مىدهند ، و من مذمّم نه‌ام ، محمّدم ( 4 ) . علىّ بن موسى الرّضا ( 5 ) روايت كند از پدرانش از امير المؤمنين على از رسول - عليه السّلام - كه گفت : چون فرزند را محمّد نام بر نهيد ( 6 ) او را اكرام كنيد ( 7 ) . و چون در مجلسى آيد ، جايش كنيد ( 8 ) و روى بر او ترش مكنيد ( 9 ) ، و هيچ قوم نباشند كه مشورتى كنند و در ميان ايشان كسى باشد كه نام او احمد يا محمّد باشد ، او را در آن مشورت برند و الَّا ايشان را خيره جهانند ( 10 ) و هيچ سراى نباشد كه در آن جا خوانى ( 11 ) نهند و بر آن خوان ( 12 ) كسى باشد كه نام او احمد يا محمّد بود و الَّا هر روزى دو بار قدس و بركت بدان خوان ( 13 ) فرو فرستند . أنس روايت كند كه : رسول - عليه السّلام - روزى در بازار مىگذشت ، مردى
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : فارسله . ( 2 ) . اساس ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر : الصّيقل ، با توجّه به دب و ديوان شاعر ص 25 تصحيح شد . ( 3 ) . مر : نبينيد . ( 4 ) . اساس : محمّد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . امام علىّ بن موسى الرّضا . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بر نهى / برنهيد . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق : كنى / كنيد ، مر : گرامى داريد . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق : كنى / كنيد ، مر : جاى نيكو بنشانيد . ( 9 ) . دب ، آج : مكنى ، لب ، فق : نكنى . ( 10 ) . كذا : در اساس ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر : الَّا آنچه خير ايشان باشد بگويد . ( 11 ) . مر : خانى . ( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق : و در آن جا ، مر : و بر سر آن خان . ( 13 ) . دب ، لب ، فق : بر آن خانه ، آج : بر ان خوانه ، مر : بر سر آن خان .