همچنان كارزار مىكرديم مىكنيم ( 1 ) تا ما را شهيد كنند . آنگه گفت : اللَّهمّ انّي اعتذر اليك ممّا يقول هؤلاء . آنگه حمله كرد بر قوم و كارزار مىكرد تا بكشتندش . ايشان درين بودند ( 2 ) ، رسول - عليه السّلام - از كناره برآمد و بر سر سنگى آمد ( 3 ) و بايستاد و آواز داد ، اوّل كس كه رسول را بشناخت ، كعب بن مالك بود ، گفت : در نگريدم ، چشمهاى رسول در زير مغفر بشناختم ، آواز دادم و گفتم : اى مسلمانان ! بشارت به آن كه ( 4 ) رسول - عليه السّلام - اشارت كرد به من كه خاموش جماعتى صحابه با بر ( 5 ) رسول افتادند ، و رسول - عليه السّلام - صحابه را ملامت كرد بر گريختن . ايشان گفتند : يا رسول اللَّه ! ما را دل بر جاى نماند كه آواز قتل تو شنيديم ، و عذر خواستند ، و خداى تعالى درين باب اين آيت فرستاد : * ( وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِه الرُّسُلُ ) * ، « ما » نفى است ، گفت : محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله - نيست الَّا پيغمبرى ( 6 ) و پيش ( 7 ) او پيغامبران گذشتهاند ، اگر او بميرد يا او را بكشند ، شما بر خواهيد گرديدن و مرتد شدن . و « محمّد » اسمى علم است و معنى او المحمود بجميع خصاله في جميع أحواله . و « محمّد » از « محمود » بليغتر است براى آن كه آن از « حمد » باشد و اين از « تحميد » ، و تفعيل تكثير فعل را باشد ، حق تعالى رسولش را به اين نامها مخصوص كرد : محمود و [ محمّد ] ( 8 ) احمد ، و محمّد از محمود بليغتر است ، و احمد از هر دو بليغتر براى « الف » تفضيل .
و در خبر هست كه : خداى تعالى نام محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله - از نام خود مشتق كرد ، كه از نامهاى حق تعالى يكى محمود است ، يعنى مستحقّ حمد ، و اين معنى حسّان بن ثابت بگفت در ابياتى :
الم تر أنّ اللَّه أرسل عبده
ببرهانه و اللَّه أعلى و أمجد
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق : تا همچنان كارزار كنيم .
( 2 ) . دب ، مر كه .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق : برآمد .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بشارت كه اينك ، مر : بشارت باد كه .
( 5 ) . دب : با برابر ، آج ، لب ، فق ، مر : با .
( 6 ) . وز ، دب : پيغامبرى .
( 7 ) . مر از .
( 8 ) . اساس ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .