* ( حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَه ) * ، تا آنگه كه نوشته به وقت خود رسد ، يعنى تا عدّت به سر آيد و براى آنش كتاب خواند ، لأنّها ممّا كتب اللَّه على النّساء ، اى فرض اللَّه .
* ( وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه ) * ، بدانيد ( 1 ) كه خداى داند كه شما چه در دل دارى از وعده نكاح دادن در عدّت زنان پنهان يا عزم بر نكاح ، و حملش بر عموم اوليتر باشد ، و مراد وعيد و تهديد است . * ( فَاحْذَرُوه ) * ، از او حذر كنى ، يعنى از معاصى و مناهى او . * ( وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه غَفُورٌ حَلِيمٌ ) * ، و بدانى كه خداى تعالى آمرزگار ( 2 ) و بردبار است ، تعجيل نكند به عقوبت ، امهال كند ، براى آن كه تعجيل آن كس كند كه ترسد كه فايت شود ، و هو القوىّ العزيز القادر المقتدر .
* ( لا جُناحَ عَلَيْكُمْ ) * ، اصل [ 312 - ر ] اين كلمه من جنح اذا مال ، بزه و حرج نيست بر شما . خطاب با مردان است كه زن كرده باشند و مهرى معيّن نكرده .
مفسّران گفتند : آيت در حقّ مردى انصارى آمد كه زنى را از بنى حنيفه به زنى كرد و او را مهرى معيّن نكرد ، آنگه طلاق داد او را پيش از دخول ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . چون آيت فرو آمد رسول - عليه السّلام - گفت :
متّعها و لو بقلنسوتك ،
گفت : او را ممتّع ( 3 ) كن و اگر به اين كلاه باشد كه بر سر دارى . * ( ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ ) * ، « مسّ » و « مسيس » كنايت بود از جماع .
حمزه و كسائى و خلف خوانند : « تماسّوهنّ » از بناى مفاعلة ، براى آن كه مماسّة از هر دو باشد ، و مفاعله ميان دو كس بود ، و در اين حال بشره هر يكى از ايشان مماسّ بود بشره صاحبش را . و باقى قرّاء خوانند : « تمسّوهنّ » بى « الف » از بناى ثلاثى ، براى آن كه غشيان از فعل مرد بود نظير قراءت اوّل ( 4 ) قوله : مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ( 5 ) نظير قراءت دوم ( 6 ) قوله : وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ( 7 ) .
* ( أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً ) * ، اى لم تقدّروا و لم تعيّنوا . و « فرض » تقدير باشد ، ايشان را مهرى معيّن مسمّى نكرده باشى ، يقال : فرض له السّلطان اذا ( 8 ) عيّن له رزقا ، و فرض
هامش
( 1 ) . لب ، فق ، مب : بدانى / بدانيد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : آمرزنده .
( 3 ) . مر : متعه .
( 4 ) . آج ، لب فى .
( 5 ) . سورهء مجادله ( 58 ) آيهء 3 .
( 6 ) . مب ، مر : دويم .
( 7 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 20 .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : اى .