به سر آيد ، دگر باره مراجعت كند ، و غرض او اضرار من است . و در جاهليّت چنين كردندى ، چون ايشان را با زن خوش نبودى ، و نخواستندى كه او شوهرى ديگر كند براى حميّت . و طلاق را حدّى محدود نبودى ، عايشه اين حديث با رسول بگفت . آيت آمد كه : * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) * ، طلاق سه ( 1 ) باشد ، دو در اين آيت است ، و سوم ( 2 ) قوله تعالى :
* ( فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَه مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَه ) * ( 3 ) .
و در خبر است كه : رسول - عليه السّلام - اين آيت برخواند ، گفتند : يا رسول اللَّه : فأين الثّالثة ؟ طلاق سوم ( 4 ) كجاست ؟ گفت : * ( فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) * .
اكنون مفسّران اين آيت را تفسير بر تخصيص دادند ، گفتند : معنى آيت آن است كه آن طلاق كه مرد در او مالك رجعت باشد دو است .
امّا طلاق سوم ( 5 ) آن بود كه : رجعت نتواند كردن با آن ، و اين رجعت آنگاه تواند كردن كه زن هنوز در عدّت بود ، فامّا چون از عدّت بيرون آمد ( 6 ) ، مالك شد نفس خود را و اختيار با زن افتد ، و مرد از جمله خاطبان و خواهندگان يكى باشد ، در طلاق اوّل چنين باشد و در دوم .
فامّا از طلاق سوم ( 7 ) در حال به اين شود و مالك نفس خود ( 8 ) ، و شوهر را بر او سبيلى نباشد به رجعت ، جز آن كه زن شوهر نتواند كردن تا عدّت بندارد . چون عدّت بداشت ، نشايد كه با ( 9 ) زن او باشد ، الَّا آنگه كه شوهرى ديگر بكند و با خانه شوهر شود و از او جدا شود به طلاق يا مرگ شوهر ، و عدّت بدارد آنگه اگر خواهد با نزديك اين مرد آيد [ 300 - پ ] به نكاحى نو و مهرى نو .
عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آيت آن است كه خداى تعالى عدد طلاق سنّت را بيان كرد ، گفت : چون خواهد كه طلاق دهد زن را ، بايد كه طلاقش آنگاه دهد كه
هامش
( 1 ) . مج : سه بار .
( 4 - 2 ) . مج ، وز : سهام ، دب ، آج ، ل ، فق ، مب ، مر : سيم .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 230 .
( 5 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : سهام ، فق ، مب ، سر : سيم .
( 6 ) . مج ، مب ، دب : آيد .
( 7 ) . مج ، وز : سهام ، آج ، لب : سيوم ، فق ، مب ، مر : سيم .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها شود .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر : تا .