أقراء دارد ، دو قرء ( 1 ) بنشيند ، و اگر عادت ( 2 ) دارد چهل و پنج روز بنشيند .
امّا عدّة المتوفّى عنها زوجها : چون زن آزاد بود ، اگر نكاح دوم بود و اگر متعه ، اگر دخول بوده باشد و اگر نه ، عدّت او چهار ماه و ده روز باشد . و اگر پرستارى بود نه مادر فرزند ، عدّت او نيمه عدّت زن آزاد بود ، دو ماه و پنج روز . و اگر طلاقش دهد و آنگه مرد ( 3 ) بميرد ، اگر طلاقى ( 4 ) رجعى باشد و مادر فرزند باشد ، عدّه يش چهار ماه و ده روز بود ، و اگر مادر فرزند نبود ، عدّه يش دو ماه و پنج روز باشد . و اگر طلاق به اين بود عدّه يش عدّت مطلَّقه باشد . و چون مرد زن آزاد را ( 5 ) طلاق دهد ، طلاقى رجعى ، پس بميرد ، عدّه يش ابعد الاجلين باشد ، چهار ماه و ده روز . و اگر طلاق به اين بود عدّه يش عدّه مطلَّقه باشد . و چون مرد را وفات رسد و زن آبستن بود ، عدّت او ابعد الاجلين باشد ، اگر چهار ماه و ده روز بگذرد و وضع حمل نبوده باشد ، صبر كند تا بار بنهد ، و اگر بار بنهد و چهار ماه و ده روز تمام نشده باشد ، صبر كند تا تمام بگذرد .
و اگر مرد غايب باشد ، و در غيبت زن را طلاق دهد ، عدّت از آن روز باشد كه مرد او را طلاق داده باشد ، و عدّت او به ماه باشد ، سه ماه بنشيند . و اگر مرد غايب بود و در سفر فرمان ياود ( 6 ) ، عدّت او از آن ( 7 ) روز دارد كه خبر به او رسد ، چهار ماه و ده روز . و اگر غايب بود ، غيبتى كه ندانند كه مرده است يا زنده ، زن مخيّر باشد خواهد صبر كند و خواهد خبرش بر امام رفع كند ، تا امام وليّش را نفقه زن الزام كند .
اگر مرد غايب را ولىّ نباشد يا مالى در دست او نبود از آن او ، بر امام باشد كه كس بفرستد به طلب او چهار سال . اگر در اين مدّت ( 8 ) خبر زندگانيش آرند ، روا نباشد كه شوهر كند . و اگر هيچ اثر و خبر نباشد ( 9 ) از او و باز آيند ، او از آن روز عدّت بدارد ، [ 296 - پ ] عدّة المتوفّى عنها زوجها ، چون عدّت به سر آيد ، اگر خواهد شوهر
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، آج ، لب : قروء ، مب ، مر : قراء .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها به ماه .
( 3 ) . اساس : مرد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : طلاق .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مرد آزاد زن را .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : يابد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و زن عدّه از آن .
( 8 ) . مج ، وز ، فق : در اين چهار سال .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : نيابد ، مب ، مر : نيايد .