روز بئر معونه بكشتند شهيد .
و امّا عثمان بن عبد اللَّه ، با مكّه شد و آن جا بماند تا به وقت مرگ ، و كافر مرد ( 1 ) .
و امّا نوفل ، روز خندق خواست تا اسب به خندق بجهاند ، اسبش نجست ( 2 ) و در خندق افتاد و شكسته شد با اسب ، و مشركان جيفه او را ديت بدادند و باز خريدند .
رسول - عليه السّلام - گفت : نستانى ( 3 ) كه او خبيث الجيفه و خبيث الدّيت است ، سبب نزول آيت اين بود .
قوله تعالى : * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ ) * ، مراد ماه رجب است ، و اين ماهها را براى آن حرام خوانند كه قتال و قتل در آن ( 4 ) حرام است . و گفتهاند : لعظم حرمته ، براى تعظيم حرمت او را حرامش خوانند و از اين جا اين ماه را منصل الأسنّه گفتند و مضر ( 5 ) الأسنّه ، كه در اين ماه عرب سنانها از نيزه بگرفتندى .
و گفتهاند : رجبش براى آن خواندند كه از ماههاى حرام منفرد است ، چه او ، تنهاست و آن سه گانه باقى ، پيوسته . و گفتهاند : براى آن كه از ماهها هيچ به حرمت او نيست ، و گفتهاند : براى تعظيمش من التّرجيب ، من قول سعد : أنا جذيلها المحكّك و عذيقها المرجّب ، منّا أمير و منكم أمير - قاله يوم السّقيفة .
و مرجّب ، درختى بود كه از بسيارى بارى ( 6 ) كه دارد ترسند كه ( 7 ) بشكند ، دعامه اى از [ 276 - پ ] زير او برزنند . و اين ماه را « أصمّ » خوانند ، براى آن كه در او قعقعه سلاح نشنيدندى ، و اين از باب ليله نائم و نهاره صائم . و اين ماه را « أصبّ » خوانند ، لأنّ اللَّه تعالى يصبّ فيه رحمته على عباده ، در اين ماه خداى تعالى رحمت خود بر گناهكاران ريزد . و اين ماه را نيز « رجم » خوانند ، براى آن كه خداى تعالى شياطين را در اين ماه رجم فرمايد ، و در جاهليّت عظيم الحرمة بود ، و چون اسلام آمد حرمتش بيفزود ، و در فضل او كتابى مفرد كردهاند .
امّا قوله : * ( قِتالٍ فِيه ) * ، مجرور است بر بدل ، و اين را بدل اشتمال گويند ، و بدل
هامش
( 1 ) . مج : بود .
( 2 ) . وز : نه بجست ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بجست .
( 3 ) . مج ، وز : بستانيد ، دب ، لب : بستانى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : در او .
( 5 ) . كذا در اساس و تب ، مج ، وز ، دب : مضمر ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مظهر .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز مر : بار .
( 7 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق شاخ .