تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
و من ضمّني اذ كنت طفلا و يافعا و أنعشني بالبرّ و العلّ و النّهل
و من جدّه جدّي و من عمّه أبي و من أهله أمّي و من بنته اهلي
لك الخير إنّي ما حييت لشاكر لإحسان ما أوليت يا خاتم الرّسل
و هم اين ابيات به اسنادى دگر از سليمان بن جعفر الهاشمىّ از صادق - عليه السّلام - از پدرانش ، از امير المؤمنين ( 1 ) - عليهم السّلام - كه در روز مؤاخات اين بيتها گفت بگفتم ، چون رسول - عليه السّلام - مرا گفت : انت اخي فى الدّنيا و الاخرة ، و پيش از بيت آخر اين بيت زيادت :
و من حين آخى بين من كان حاضرا دعاني و آخاني و بيّن من فضلي
و ممتنع نبود كه بيتها آن شب انشاد كرده باشد ، و اين روز انشاد كرده ، و اين بيت الحاق كرده - و اللَّه اعلم . رسول - عليه السّلام - از ميان همه صحابه او را به جاى خود به آن اختيار كرد تا بدانند كه مقام او او را شايسته بود ، در شب غار أنامه منامه ، و در روز تبوك أقامه مقامه ، آن شبش بر بستر خود و آن ( 2 ) روزش بر منبر خود ، به علمش منبر داد و به شجاعتش بستر داد . آن شبش گفت : جز تو كس پاى ايشان ندارد ، اين روزش گفت : جز تو كس جاى من ندارد ، همان پاى كه آن شب در پيش من سپر كردى ، امروز منبر ( 3 ) سپر كن ، تا به وقت آن كه مرا عمر سپرى شود ( 4 ) ، بدانند كه در پيش اين دين سپرى ، و به پاى پايه ( 5 ) علم فرق منبر سپرى ( 6 ) ، جز تو كس را سزاوار نبود . پاى كه بر مهر ( 7 ) نبوّت نهند چو ( 8 ) به منبر صاحب نبوّت ( 9 ) رسد ، منبر از او ( 10 ) بنازد ، و محراب از او ( 11 ) ببالد ( 12 ) ، آن جا كه ديگران از محراب و منبر لاف زنند ، محراب و منبر به دو ( 13 ) فخر كند ( 14 ) [ 264 - پ ] :
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر على . ( 2 ) . دب ، آج ، لب : اين . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر را . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر عالميان . ( 5 ) . آج : و به پايه و مايه . ( 6 ) . آج ، مب ، مر ، لب : سرى ، ( 7 ) . مر : منبر ، ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : چون . ( 9 ) . آج به تو . ( 11 - 10 ) . آج : از تو . ( 12 ) . مج ، وز ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : بنالد . ( 13 ) . مج ، ور ، دب ، لب ، فق ، مر : از او . ( 14 ) . آج : از تو فخر كنند .