و دعاى ايشان اين بود كه : اللَّهمّ اسقنا المطر و أعطنا على عدوّنا الظَّفر و ردّنا صالحين الى صالحين ( 1 ) ، بار خدايا ! ما را باران ده ، و بر دشمن ظفر ده ، و ما را به سلامت به خانه خود رسان [ 254 - ر ] و ايشان به سلامت .
قتاده گفت : اين در حقّ كسانى است كه همهء همّت ايشان دنيا بود ، اگر عملى كنند براى دنيا بود ، و اگر سعيى كنند براى دنيا بود ، و اگر تمنّا كنند تمنّا دنيا كنند ، و اگر دعا كنند از خداى دنيا خواهند ، ايشان مردمان دون همّت باشند و دنىّ المنزلة ( 2 ) كه از خيرات دينى ( 3 ) و آخرتى به دنيا قناعت كرده باشند ( 4 ) :
و انّ امرءا دنياه اكبر همّه ( 5 )
لمستمسك ( 6 ) منها بحبل غرور
ايشان ( 7 ) از آنانند كه : وَفَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا ( 8 ) . . . ، همه شادى ايشان در آن باشد كه از دنيا چيزكى به دست آرند ندانند كه وصف دنيا اين است كه تسرّ و تضرّ و تغرّ و تكرّ و تمرّ ، روزكى چند اصحابش را خرّم باز كند . و سرورها غرور ، و سرور ( 9 ) او ( 10 ) غرور بود ، اگر روزى به مسرّت بگذرد سالى در مساءت بدارد ، به دستى ( 11 ) شكر مىچشاند به ديگر دست شرنگ مىپالايد ، هر چه ( 12 ) او پالوده بود همه آورده بود :
و من عادة الايّام أنّ صروفها
إذا سرّ منها جانب ساء جانب
يحيى بن خالد البرمكىّ ، قدامة بن نوح را گفت : هيچ بيتى دانى كه جامع است وصف دنيا را ؟ گفت : نعم ، قول العدوىّ :
حتوفها ( 13 ) رصد و عيشها رنق
و كدّها نكد و ملكها دول
عجب چيزى است كار دنيا ! با اين همه مساءت محبوب است . عجب معشوقى است كه با اين همه جفا دوستى او از دل اربابش كم نمىشود ، و لأبى العتاهية :
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر ، ردّنا صالحين ، مب : ردنا بسالمين بالمقر .
( 2 ) . دب ، مر : دنى منزلت ، آج ، لب ، فق ، مب : دون منزلت .
( 3 ) . مج : دنيا وز : دنيى .
( 4 ) . دب ، آج ، لب قال الشّاعر .
( 5 ) . دب ، فق ، مب ، همّة .
( 6 ) . فق : بمستمسك .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : هم ايشان .
( 8 ) . سورهء رعد ( 13 ) آيهء 26 .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : شرور .
( 10 ) . مج ، دب ، آج ، لب : همه .
( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : يكى دستى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فتوحها .