به يارى مرا در خواهى همچنان كه كودك خرد ( 1 ) چون بترسد يا درماند فزع با مادر و پدر كند .
ابو الجوزاء گفت : عبد اللَّه عبّاس را پرسيدم از اين آيت ، گفتم : چه معنى دارد اين كه خداى تعالى گفت : خداى را چنان ياد كنى كه پدرانتان و ( 2 ) يا سختتر ، و مرد باشد از ما كه ساليان بر او بگذرد كه پدران را ( 3 ) ياد نكند . گفت : نه چنان است كه گمان بردى ، مراد آن است كه براى خداى تعالى خشم چنان بايد گرفتن چون بينى كه در خداى عاصى شوند كه خشم گيرى براى پدرت چون شنوى كه او را دشنام دهند .
* ( أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ) * ، آنكه گفت : به آن قناعت مكنى كه ذكر من چنان كنى كه ذكر پدران ، بل ( 4 ) ذكر من بيشتر و بهتر و به همّت و عنايت سختتر .
و نصب « ذكرا » بر تمييز ( 5 ) است ، و نصب « اشدّ » بر تقدير فعلى ، المعنى اذكروه ذكرا اشدّ . و گفتهاند : « او » به معنى « واو » است ، و گفتهاند : به معنى « بل » است ، و زجّاج گفت : « اشدّ » در محلّ جرّ است عطفا على قوله : * ( كَذِكْرِكُمْ ) * ، الا آن است كه مفتوح كرد ( 6 ) براى آن كه لا ينصرف است .
* ( فَمِنَ النَّاسِ ) * ، « من » تبعيض راست . * ( مَنْ يَقُولُ ) * ، و « من » نكره موصوفه است ، چنان كه شاعر گفت :
ربّ من انضجت غيظا صدره ( 7 )
* ( رَبَّنا ) * ، و التّقدير يا ربّنا ، و لكن حذف حرف ندا كرد لدلالة الكلام عليه ، و نصب « ربّنا » براى آن است كه منادى مضاف است . آتنا فى الدّنيا ، بده ما را در دنيا .
* ( وَما لَه فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ ) * ، و او را در آخرت نصيبى نيست .
انس مالك گفت : ايشان را عادت بودى كه گرد خانه طواف مىكردندى برهنه ،
هامش
( 1 ) . مج ، مر : خورد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : را .
( 3 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : كه او پدر را ، مر : پدر او را .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بلكه .
( 5 ) . مج ، وز ، دب ، لب : تميز .
( 6 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : كردند ، مب : كردندى .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اى ربّ انسان .