دگر گفتند ] ( 1 ) : لأنّ النّاس يتعارفون بها . بعضى دگر گفتند : اصل كلمه از صبر است من قولهم : رجل عارف إذا كان صابرا خاشعا ، شاعر گفت :
فصبرت عارفة لذلك حرّة
ترسو ( 2 ) إذا نفس الجبان تطلَّع
اى نفسا صابرة عارفة حرّة ثابتة ، و قال ذو الرّمّة :
عروف لما خطَّت عليه المقادر
پس براى تذلَّل و خضوع حاجّ و صبر ايشان بر وقوف در اين روز در ( 3 ) اين موقف اين نامها بر روز و بر جاى نهادند ( 4 ) .
* ( فَاذْكُرُوا اللَّه عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ ) * ، اشتقاق « مشعر » از شعار است ، و شعار علامت بود و براى آنش مشعر خواند كه معلمى از معالم حجّ است ( 5 ) ، وقوف آن جا از جمله اركان حجّ است ، و بعضى دگر گفتند : براى آنش « مشعر » خواندند كه اشعار كردند مردمان را حرمت او و حكم او .
و « حرام » و « حرمت » و « احرام » جمله اصل منع بود من حرمته عطاه ، اى منعته . و « حرمان » ، منع باشد ، و « محروم » ضدّ مرزوق باشد براى آن كه ممنوع بود از روزى ، و اين امر بر سبيل وجوب است اعنى قوله ( 6 ) : * ( فَاذْكُرُوا اللَّه ) * مراد وقوف به مشعر است و دعا خواندن آن جا . و حدّ مشعر الحرام ما بين المأزمين الى الحياض الى وادى محسّر ، پس براى حرمت او را حرامش خواندند . چنان كه مسجد الحرام و بلد الحرام مكّه را ، و البيت الحرام كعبه را ، و اصل او منع است - چنان كه گفتيم - قال زهير :
و إن اتاه خليل يوم مسئلة ( 7 )
يقول لا غائب مالي و لا حرم [ 252 - ر ]
و آن جاى را كه در اوست آن را جمع براى آن گويند كه نماز شام و خفتن در او به جمع بايد كردن . و افاضه از عرفات پيش از آن كه آفتاب فرو شود نشايد ، هر كه از
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شده .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ترسوا .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : به .
( 4 ) . مب قوله تعالى .
( 5 ) . مر و .
( 6 ) . مب تعالى .
( 7 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 2 / 129 ) : مسغبة .