از آن رنجور بودم ، و من ديگ مىپختم ( 1 ) ، رسول مرا گفت : همانا رنجورى از اين جمنده ؟ گفتم : بغايت يا رسول اللَّه ! آيت فرود آمد ، رسول - عليه السّلام - گفت : سر بتراش كه خداى رخصت ( 2 ) بداد ، و فدا كن به روزه .
و بنزديك ما روزه فداى حلق سه روز است ، و اطعام شش درويش راست ، و به روايتى ده درويش ( 3 ) [ 243 - ر ] .
و « نسك » گوسپندى است و بنزديك شافعى همچنين است ، و اين قول مجاهد است و علقمه و ابراهيم ( 4 ) و اختيار جبّائى و روايت از كعب بن عجرة ، حسن و عكرمه گفتند : روزه ده روز ، يا طعام ده درويش ، هر درويشى را نيم صاع ، يا ذبيحه اى . و « نسك » جمع نسيكه باشد ، كصحيفه و صحف جمعى است على غير قياس .
خلاف كردند در آن كه ذبيحه كجا كشتند ( 5 ) و طعام كجا دهند ( 6 ) . بهرى گفتند :
هر دو به مكّه بايد ، و درست آن است كه هر جا كه خواهد اين روزه بدارد و اين صدقه بدهد ، و اين گوسپند بكشد .
* ( فَإِذا أَمِنْتُمْ ) * ، حق تعالى چون حكم خائف بگفت ، حكم ايمن نيز بگفت ، چون ايمن شوى از دشمن يا از بيمارى . * ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ) * ، در اين خلاف كردند ، بهرى گفتند : آن كس را گفت كه ممنوع باشد چندان مدّت كه حجّ از او فايت شود آن حجّ را عمره كند و حلال شود پس تمتّع كند به آن عمره به حجّ سال آينده ، و اين قول عبد اللَّه زبير است .
قولى دگر آن است كه انس مالك روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - لبّيك زد به حجّه ( 7 ) و عمره و آن را ( 8 ) قارن نام نهاد .
قولى دگر آن است كه جابر عبد اللَّه انصارى و ابو سعيد خدرىّ روايت كردند كه :
سالى صحابه ( 9 ) با رسول به حجّ بودند ، لبّيك بزدند به حجّ ، رسول - عليه السّلام - گفت :
هامش
( 1 ) . مب : ديگ بر سر آتش نهاده بودم و طعام مىپختم .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : دستورى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها را .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها و ربيع .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : كشد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : دهد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : حج .
( 8 ) . مب حجّ .
( 9 ) . مج ، وز ، دب : اصحابان ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اصحاب .