بمثابت زكات است از نماز ( 1 ) .
مردى از سعيد جبير پرسيد كه : عمره فريضه است يا سنّت ؟ گفت : فريضه است .
مرد ( 2 ) گفت : شعبى مىگويد كه : عمره سنّت است ، گفت : شعبى دروغ مىگويد و اين آيت بخواند - و اخبار در اين معنى بسيار است .
مفسّران در اتمام حج و عمره خلاف كردند ، عبد اللَّه عبّاس و علقمه و ابراهيم و مجاهد گفتند : اتمام او آن است كه جمله اركان و فرايض و مناسك او به جاى آرد به شرايط و حقوقش از فرايض و سنن .
سعيد جبير و عطا ( 3 ) و سدّي گفتند : چون شروع كردند در او ، اتمام واجب باشد از آن كه شروع ملزم بود بنزديك [ بعضى از فقها ] ( 4 ) .
طاووس گفت : اتمام ايشان افراد بود ، يك از يك جدا دارد ( 5 ) .
مردى بنزديك امير المؤمنين على ( 6 ) آمد و گفت : چه معنى دارد * ( وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّه ) * ؟ گفت : آن كه احرام از خانه خود فرا گيرى ( 7 ) ، و همانا اين مرد را [ خانه از پس ] ( 8 ) مواقيت بوده باشد براى آن كه بنزديك اهل البيت پيش از ميقات احرام نشايد گرفتن ، و اگر بگيرد ( 9 ) مجزى نبود چون به ميقات خود رسد احرام با سر بايد گرفتن .
قتاده گفت : اتمام عمره آن بود كه [ نه در ماههاى ] ( 10 ) ، [ 241 - پ ] حجّ آرى ، چه اگر ( 11 ) در ماه حجّ آرد آن خود تمتّع بود او را هدى واجب باشد ، و اين مذهب ماست چنان كه بعضى شرح داده شود ( 12 ) - ان شاء اللَّه .
بدان كه حجّ سه گونه است : تمتّع و افراد و قران . امّا تمتّع فرض آن كس باشد
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ايمان .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مردى .
( 3 ) . اساس : افتادگى دارد ، با قلمى و ديگر ضبط كلمه « عكرمه » است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 - 8 - 4 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . دب : دارند .
( 6 ) . دب ، فق على ، مب على بن ابى طالب - عليه السّلام ، مر على - عليه السّلام .
( 7 ) . مج ، وز : هاگيرى ، مب : خود بگيرد ، مر : خود گيريد .
( 9 ) . مج ، وز ، بكرد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گيرد .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : اگر چه .
( 12 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : شد .