نيست بر شما بزه ى ( 1 ) كه طلب كنيد نعمتى از خدايتان چون بيايى ( 2 ) از عرفات ياد كنى خداى را بنزديك مشعر حرام ، و ياد كنيد او را چنان كه شما را راه داد ( 3 ) ، و اگر چه ( 4 ) بوديد پيش ( 5 ) آن از گمراهان .
پس بيايى از آن جا كه بيايند مردمان و آمرزش خواهيد از خدا كه خداى آمرزنده و بخشاينده است .
[ 240 - پ ]
چون بگزارى اركان حجّتان ، ياد كنيد خداى را چون ياد كردنتان ( 6 ) پدرانتان ( 7 ) را يا ( 8 ) سختتر ياد كردن ، از مردم ( 9 ) كس هست كه مىگويد ( 10 ) : بار خدايا بده ما را در دنيا ، و نباشد او را در آخرت از ( 11 ) نصيبى ( 12 ) .
و از ايشان كس هست كه مىگويد ( 13 ) : خداى ما ( 14 ) بده ما را در دنيا نيكويى و در آخرت نيكويى ، و نگهدار ما را از عذاب آتش ( 15 ) .
ايشان آنانند كه باشد ايشان را بهره از آنچه اندوخته باشند ، و خدا ( 16 ) زود شمار است .
ياد كنيد خداى را در روزهاى شمرده ، هر كه تعجيل كند در دو روز ، بزه نيست بر او ، و هر كه
هامش
( 1 ) . بزه ى / بزه اى ، مج ، وز ، لب ، فق : بزه .
( 2 ) . مج ، ور : بياييد .
( 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : راه نمود شما را .
( 4 ) . و اگر چه ، ترجمه « ان » است كه ان مخففه از ثقيله است و ظاهرا به معنى : « بدرستى كه » يا « همانا » ست .
( 5 ) . چاپ شعرانى ( 2 / 100 ) از .
( 6 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : ياد كرديتان .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : پدران ايشان .
( 8 ) . مج : و ، وز : تا .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : مردمان ، مج : پس از مردمان .
( 13 - 10 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : هستند كه گويند .
( 11 ) . نسخه بدلها : ندارد .
( 12 ) . مج و بهره .
( 14 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فلق : بار خدايا .
( 15 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : دوزخ .
( 16 ) . مج : خداى تعالى .