باز ( 1 ) پس استد ( 2 ) نيست بزه بر او آن را كه ترسد ، و بترسيد از خداى و بدانيد كه با او برند شما را جمع كرده ( 3 ) .
قوله تعالى : * ( وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّه ) * ، ابن ابي اسحاق در شاذّ « حجّ » ( 4 ) خواند به كسر « حا » در جمله قرآن ، و اين لغت تميم است ، و قيس عيلان و طلحة بن مصرّف اين جا و در آل عمران به كسر خواندند و در باقى قرآن به فتح . و ابو جعفر و حمزه و كسائى و عاصم به روايت حفص در آل عمران به كسر خواندند و در همهء قرآن به فتح ، و جمله قرّاء در همهء قرآن به فتح « حا » ( 5 ) خوانند ، و آن ( 6 ) لغت اهل حجاز است .
كسائى گفت : هر « دو لغت است و ميانشان فرقى نيست ، كرطل و رطل و كسر البيت و كسره . ابو معاذ گفت : « حجّ » به فتح مصدر باشد و به كسر اسم ، چنان كه قسم و قسم ، و سقى و سقى ، و شرب و شرب ، و در مصحف عبد اللَّه چنين است كه : و أتمّوا الحجّ و العمرة الى البيت للَّه ( 8 ) ، و شعبى خواند : و أتمّوا الحجّ و العمرة للَّه ، به رفع « عمره » على الابتداء .
بدان كه « حجّ » در لغت قصد باشد ، و در شرع قصدى باشد مخصوص در وقتى مخصوص به جاى مخصوص بر اداى مناسكى مشروع ، و اين از جمله اسماء مخصوصه ( 9 ) است ، و از ( 10 ) ميان مسلمانان خلافى نيست در وجوب حجّ ، امّا در وجوب عمره خلاف كردند :
مذهب ما و مذهب شافعى بر قول جديد ( 11 ) او ، و ( 12 ) سفيان ثورى [ 241 - ر ] و ( 13 ) سفيان عيينه و احمد و اسحاق و عطا و قتاده آن است كه واجب است ، و در صحابه مذهب
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : از .
( 2 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : ايستد .
( 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اين هشت آيت است .
( 4 ) . مب : به حج .
( 5 ) . كذا : در اساس و دب ، ديگر نسخه بدلها عبارت : « و جمله قرّاء در همهء قرآن به فتح » حا « را ندارند .
( 6 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اين .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 8 ) . مج ، وز ، دب ، مب : الى بيت اللَّه .
( 9 ) . مج ، وز : مخصوص .
( 10 ) . فق ، مب : و در .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : حديث .
( 12 ) . مر حديث .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها قرّاء .