مفسّران خلاف كردند در اين آيات . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد بيان حلال و حرام است . ضحّاك گفت هم از عبد اللَّه عبّاس كه : مراد آيات قرآن است كه رسول - عليه السّلام - بر ايشان مىخواند بامداد و شبانگاه [ 118 - ر ] .
اصم گفت : مراد علم توريت و انجيل است و اخبار غايبات و قصّهء امّتان گذشته ، و اشارت به آياتى كه ايشان تحريف كرده بودند با آن كه او هرگز كتابى نخوانده بود و تعاطى نكرده و بنزديك استاذى ( 1 ) اختلاف نكرده .
ابو القاسم بلخى گفت : مراد به آيات قرآن معجز است كه ايشان را و عرب و عجم را و جنّ و انس را بدان تحدّى كرد ، و ايشان از آوردن مانند آن عاجز شدند .
بهرى دگر گفتند : مراد ساير معجزات است از حديث معراج و تسبيح حصا و آب بر دميدن از ميان انگشتان او و آمدن درخت و جز آن از معجزات او - عليه السّلام ، و حمل كردن بر عموم اوليتر باشد تا فايده را شاملتر بود . * ( وَما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ ) * ، و به اين آيات كافر نشوند الَّا فاسقان .
« كفر » به اين آيات از دو وجه بود : يكى آن كه دانند و با علم جحود كنند ، و يكى آن كه جحود كنند و انكار از آن كه ندانند . و مراد به فاسق كافرست در آيت براى آن كه همه كافر فاسق باشند ، و لكن همه فاسق كافر نبود . و اصل فسق خروج بود ، و فاسق خارج باشد از فرمان خداى تعالى .
* ( أَ وَكُلَّما عاهَدُوا ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد به آن عهد آن است كه خداى تعالى در توريت بر زبان موسى ( 2 ) بستد از جهودان كه چون محمّد - عليه السّلام - بيايد به او ايمان آرند و نعت و صفت او پنهان نكنند .
رسول - عليه السّلام - مالك بن الضّيف ( 3 ) را گفت : نه خداى تعالى از شما عهد و پيمان بستده است كه به من ايمان آرى و مرا جحود نكنى ؟ گفت : خداى را هيچ عهدى نيست در توريت در معنى تو با ما ، و منكر شد اين را . خداى تعالى آيت بفرستاد كه عهد كردند و لكن اينان با پس پشت انداختند و كار نبستند .
* ( أَ وَكُلَّما ) * ، « الف » استفهام راست ، و « واو » عطف را ، و « كلَّما » ظرف است .
هامش
( 1 ) . استاذى / استادى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها عهد .
( 3 ) . مج ، وز : مالك بن الصّفيرا . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مالك بن الصّفير .