تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
حقيقت باشد . و خداى - جلّ جلاله - آب سبب حيات همه چيزها ساخته است ، قال اللَّه تعالى : وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ( 1 ) . . . ، آنگاه او را قطره قطره فرو آورد ( 2 ) تا آنگه نيز كه بسيار بارد قطره به ( 3 ) قطره آميخته نشود ، و بروز باد همچونين باشد . [ 189 - ر ] آنگاه آن ( 4 ) را به حسب مصلحت در قلَّت و كثرت و زودى و ديرى چنان كه مىداند مىراند . آنگه در ميانه ابر ( 5 ) را حاجزى ساخته است چون جسمى مغربل در او سوراخها به عدد قطرات باران تا او تاب آب بستاند ، كه اگر به يك بار بر زمين آيد زمين را بيران ( 6 ) كند . آنگه بر زمين مرده آيد و آن را به نبات زنده كند تا صد هزار نبات ( 7 ) برويد به لون مختلف و به شكل مختلف ، به بوى مختلف و به طعم مختلف و به طبع مختلف با آن كه آب يكى و زمين يكى و هوا يكى ، تا بدانند كه اين ( 8 ) نه به طبع است ( 9 ) نه به دهر است ( 10 ) نه به ستاره است ، بل به اختيار فاعلى مختار و خداوندى جبّار است . * ( وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ) * ، ضمير راجع است با زمين ، و بپراگند در زمين جانوران را از هر جنسى . و « دابّة » ، در لغت هر چيزى باشد كه بر زمين برود ، بهرى مركوب و بهرى مأكول ، بهرى براى زينت بهرى براى منفعت و بهرى را ( 11 ) ظاهر مضرّت و معنى منفعت ، تا بهرى طعام تو باشد و بهرى ادام ( 12 ) تو باشد ، و به بهرى تجارت كنى و به بهرى صيد كنى و به بهرى سفر كنى ، قوله تعالى : وَالْخَيْلَ وَالْبِغالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَزِينَةً ( 13 ) - الاية . * ( وَتَصْرِيفِ الرِّياحِ ) * ، و گردانيدن بادها ، گاهى شمال و گاهى جنوب ( 14 ) ، گاهى صبا و گاهى دبور گاهى نكبا ، براى آن تصريف فرمود گفتن گاهى نسيم باشد و گاهى عقيم باشد و گاهى لواقح ( 15 ) گاهى ابر ( 16 ) آرد و گاهى ببرد ، و گاهى باران آرد و
هامش
( 1 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 30 . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فرو آرد . ( 3 ) . مج ، وز ، دب ، مر : با . ( 4 ) . مج ، وز : او . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ابرى . ( 6 ) . بيران / ويران . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر بيرون آيد . ( 8 ) . مب همه . ( 10 - 9 ) . مر و . ( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : براى . ( 12 ) . وز ، آج ، لب : آرام . ( 13 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 8 . ( 14 ) . مب ، مر : گاهى شمالى و گاهى جنوبى . ( 15 ) . مج ، وز بود ، دب ، آج باشد . ( 16 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : بر ، مر : به بر .