بر همه صبر كرد .
يمان گفت : محاجّت او بود با قوم و مجادله قوم با او في قوله : وَحاجَّه قَوْمُه قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّه وَقَدْ هَدانِ ( 1 ) .
أبو روق گفت : آن است كه از او حكايت كرد : فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ ، الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ - الى قوله : إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 2 ) .
بعضى ديگر گفتند : آن است كه او را [ 138 - پ ] امتحان كرد به چيزهايى در نفس و فرزند و مال و دل . مال به مهمان داد ، و فرزند به قربان داد ، و تن به نيران داد ، و دل به خداى رحمان داد لا جرم چون از همه مجرّد شد ، حق تعالى خليل خود خواند او را ( 3 ) .
بهرى دگر گفتند : شرايع اسلام بود از گفتن : « لا إله الَّا اللَّه » ، و نماز و روزه و زكات و حجّ و جهاد .
مجاهد گفت : كلمات هم اين است كه در آيت است ، من قوله تعالى : * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * ( 4 ) - تا به آخر آيت ، گفت : من تو را امام مردمان خواهم كردن ، و اين قول از همه قريبتر است براى آن كه هم در آيت است و سخن منقطع نيست ، و سياقت آيت بر او دليل مىكند .
اگر گويند : چگونه گفت پيغامبر را كه من تو را امام خواهم كردن ، و درجت پيغامبرى ( 5 ) بيش از امامت است ، و چون پيغامبر باشد ، خود امام باشد ؟
جواب گوييم : معنى امامت در حقّ پيغامبر امر به جهاد باشد كه همهء پيغامبران امام نباشند ، از پيغامبران امام آن باشد كه مأمور باشد به جهاد .
حق تعالى گفت : من تو را با اداى رسالت جهاد خواهم فرمودن . * ( فَأَتَمَّهُنَّ ) * ، تمام كرد آن را ، قتاده گفت : ادّاهنّ ، ادا كرد آن را . ربيع گفت : و فى بهنّ ، وفا كرد به آن . ضحّاك گفت : قام بهنّ ، قيام كرد به آن ، و اين اقوال متقارب المعنى است ، و سياقت آيت به آن مىماند كه حق تعالى خليل خود را امتحان كرد به كلماتى كه اقوال در او مختلف است چنان كه ديدى .
هامش
( 1 ) ، 4 . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 80 .
( 2 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 77 ، 78 و 89 .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : حق تعالى او را به خليل خود گرفت .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : پيغامبران .