و من ركب الثور بعد الجوا * د أنكر اظلافه و الغبب
( يعنى : كسى كه بعد از اسب تازى سوار گاو مىشود از سم و گلوى او خوشش نمىآيد . )
زمانى الدز هزار بار به در خانهء من مىآمد تا به او اجازه ورود بدهم و حالا كار به جائى رسيده كه من بايد به در خانهء او باشم .
اگر با وجود اين تركان پاى حفظ جان در ميان نبود ، راه ديگرى را برمىگزيدم . »