تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
كرمان به قصد غزنه حركت كرده بود . وقتى كه پيغام آن دو برادر را رساند ، تاج الدين اعتنائى نكرد و گفت : « به آن دو بگو كه به باميان برگردند . همان جا براى ايشان كافى است . سرور من ، غياث الدين محمود ، به من دستور داده كه به غزنه بروم و نگذارم كه اين دو برادر بر آن شهر دست يابند . بنابر اين ، اگر به شهر خود برگردند مرا با ايشان كارى نيست ، و گرنه با ايشان و يارانشان كارى خواهم كرد كه تحملش را نخواهند داشت . » هدايا و خلعت‌هائى را هم كه آن دو برادر فرستاده بودند ، پس داد . قصد الدز از اين كار حفظ حقوق خاندان ولىنعمتش نبود . بلكه مىخواست از اين راه بر غزنه تسلط يابد و آن را براى خود به دست آورد . فرستادهء آن دو برادر برگشت و پيغام الدز را به علاء الدين رساند . علاء الدين كه چنين ديد ، وزير خويش را ، كه قبلا هم وزير پدرش بود ، به باميان و بلخ و ترمذ و شهرهاى ديگر فرستاد تا لشكريانى را گرد آورد و باز گردد . تاج الدين الدز هم براى تركانى كه در غزنه به سر مىبردند پيام فرستاد و خبر داد كه غياث الدين محمود به وى دستور داده تا به غزنه بيايد و علاء الدين و برادرش را از آن جا بيرون كند . تركان هم - براى يارى با تاج الدين الدز - پيش پسر وزير علاء الدين رفتند و از او اسلحه خواستند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 89 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت