او نيز در اسلحه خانه را گشود . بعد به حضور علاء الدين شتافت و آنچه روى داده بود برايش باز گفت .
علاء الدين نيز هيچ كارى نتوانست بكند .
اما مؤيد الملك ، وزير شهاب الدين ، همين كه اين خبر را شنيد ، سوار شد و متصدى سلاح را به خاطر تسليم كليدهاى اسلحه خانه به تركان نكوهش كرد و به تركان دستور داد تا تمام سلاحهائى را كه از اسلحه خانه برده بودند ، برگردانند .
آنان نيز چنين كردند زيرا مؤيد الملك ميانشان نفوذ داشت و از او اطاعت مىكردند .
تاج الدين الدز به غزنه رسيد .
علاء الدين گروهى از غوريان و تركان را ، كه صونج - داماد الدز - هم ميانشان بود ، براى نبرد با تاج الدين الدز فرستاد .
ياران او به او توصيه كردند كه دست به اين جنگ نزند و صبر كند تا وزيرش با لشكرى كه گرد آورده ، از راه برسد .
ولى علاء الدين نپذيرفت و لشكريان خويش را فرستاد .
دو لشكر در پنجم ماه رمضان به هم رسيدند و همين كه در برابر هم قرار گرفتند تركان به تاج الدين پيوستند و مراسم بندگى به جاى آوردند و با او به طرف لشكر علاء الدين برگشتند و با آنان جنگيدند و شكستشان دادند و فرماندهء آن لشكر را كه محمد بن على بن حردون بود ، اسير كردند .
سپاهيان پيروزمند تاج الدين الدز وارد شهر شدند و - خانههاى غوريان و باميانىها را غارت كردند .
تاج الدين الدز قلعهء شهر را محاصره كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٠