آن دو با لشكرى بسيار اندك و تجهيزاتى ناچيز به غزنه آمده بودند .
تركان مىخواستند از ورودشان جلوگيرى كنند ولى مؤيد الملك وزير شهاب الدين ايشان را از اين كار بازداشت يكى از آن جهة كه شمارهء سپاهيان علاء الدين و جلال الدين بسيار اندك بود و ديگر اين كه غياث الدين محمود - چنان كه شرحش خواهد آمد - سرگرم زد و خورد با حسين بن خرميل والى هرات بود و هنوز از اين گرفتارى رهائى نيافته و بازنگشته بود .
دو برادر پس از اين كه در قلعهء شهر استقرار يافتند و به دار السلطنه وارد شدند ، تركان به ايشان نامه نوشتند كه از كاخ سلطنتى خارج شوند و گرنه با ايشان خواهند جنگيد .
آن دو ، به دريافت اين نامه ، مبلغ گزافى ميان تركان تقسيم كردند و آنان را سوگند دادند .
تركان هم سوگند خوردند كه نسبت به آن دو وفادار باشند .
از غياث الدين محمود نيز چشم پوشيدند .
دو برادر ، پس از آرام كردن تركان ، براى تاج الدين الدز ، كه در تيول خود بود ، همراه يك رسول ، خلعتهائى فرستادند و از او خواستند كه به فرمان ايشان در آيد .
به او پول بسيار و تيول بيشتر و فرماندهى سپاه و حكومت بر سراسر قلمرو سلطنت را وعده دادند .
فرستادهء آن دو برادر به راه افتاد و هنگامى به تاج الدين الدز رسيد كه با لشكرى انبوه از ترك و خلج و غز و غيره ، تازه از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٨