تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
آن دو با لشكرى بسيار اندك و تجهيزاتى ناچيز به غزنه آمده بودند . تركان مىخواستند از ورودشان جلوگيرى كنند ولى مؤيد الملك وزير شهاب الدين ايشان را از اين كار بازداشت يكى از آن جهة كه شمارهء سپاهيان علاء الدين و جلال الدين بسيار اندك بود و ديگر اين كه غياث الدين محمود - چنان كه شرحش خواهد آمد - سرگرم زد و خورد با حسين بن خرميل والى هرات بود و هنوز از اين گرفتارى رهائى نيافته و بازنگشته بود . دو برادر پس از اين كه در قلعهء شهر استقرار يافتند و به دار السلطنه وارد شدند ، تركان به ايشان نامه نوشتند كه از كاخ سلطنتى خارج شوند و گرنه با ايشان خواهند جنگيد . آن دو ، به دريافت اين نامه ، مبلغ گزافى ميان تركان تقسيم كردند و آنان را سوگند دادند . تركان هم سوگند خوردند كه نسبت به آن دو وفادار باشند . از غياث الدين محمود نيز چشم پوشيدند . دو برادر ، پس از آرام كردن تركان ، براى تاج الدين الدز ، كه در تيول خود بود ، همراه يك رسول ، خلعت‌هائى فرستادند و از او خواستند كه به فرمان ايشان در آيد . به او پول بسيار و تيول بيش‌تر و فرماندهى سپاه و حكومت بر سراسر قلمرو سلطنت را وعده دادند . فرستادهء آن دو برادر به راه افتاد و هنگامى به تاج الدين الدز رسيد كه با لشكرى انبوه از ترك و خلج و غز و غيره ، تازه از