تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
دهد و آن پول را ميانشان پخش كند . به لشكريان هند فرمان داده بود كه به وى بپيوندند . به سپاهيان خراسانى هم دستور داده بود كه آماده باشند تا او خود را به ايشان برساند . ولى خداوند چيزى را مىخواست كه او حسابش را نكرده بود . آنچه از پول و سلاح و مردان جنگى فراهم آورد ، برايش سودى نداد . لكن انديشه‌اى نيك داشت و آن هم پيكار با كافران بود . هنگامى كه يارانش از پيشش رفتند ، او تنها در سراپردهء خويش ماند . در اين وقت دسته‌اى كه انديشهء كشتنش را داشتند از كمين برجستند . يكى از آنان نگهبانى را كه بر در سراپردهء شهاب الدين پاس مىداد ، كشت . نگهبان هنگامى كه به قتل مىرسيد ، فريادى كشيد . به شنيدن فرياد او ، همكارانش از گرداگرد سراپردهء شهاب - الدين پيش دويدند تا ببينند كه بر سر ولىنعمتشان چه آمده است . بدين گونه جايگاه‌هاى خود را خالى كردند و ازدحام افزايش يافت . كوكريان همين كه ديدند آنان از پاسدارى غفلت ورزيده‌اند ، فرصت را غنيمت شمردند و داخل خرگاه شهاب الدين شدند و با كاردهائى كه در دست داشتند بيست و دو زخم بر او زدند و او را كشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت