خود در حمله به غزنه راسخ گرديد .
كسى هم كه قطب الدين ايبك با هدايا و تحف پيش غياث - الدين فرستاده بود به حضور او رسيد .
ايبك به وسيلهء فرستادهء خود به غياث الدين محمود توصيه كرده بود كه با آنچه سلطان محمد خوارزمشاه مىخواهد ، در دم موافقت كند . چون پس از آن كه به دستيارى او غزنه را گرفت ، ديگر ساختن كار خوارزمشاه و ديگران آسان خواهد بود .
قطب الدين ايبك براى غياث الدين محمود مقدارى سكههاى طلا هم فرستاده بود كه نام غياث الدين بر روى آنها خوانده مىشد .
اى دكزتتر به دنبال تصميمى كه گرفته بود ، نامهاى به قطب - الدين ايبك نوشت و او را از سركشى و نافرمانى الدز نسبت به غياث - الدين و تاخت و تاز الدز در شهرها آگاه ساخت . همچنين به او خبر داد كه مىخواهد الدز را گوشمالى دهد و چشم به راه دستور اوست .
قطب الدين ايبك در پاسخ خود به وى دستور داد كه بر غزنه حمله برد . اگر به قلعهء شهر دست يافت در آن جا بماند تا او از پى برسد و اگر دسترس نيافت و الدز بر او حملهور شد يا به الدز بگرود يا پيش غياث الدين برود يا به كابل برگردد .
اى دكزتتر نيز رهسپار غزنه شد .
ولى جلال الدين به الدز نامه نوشته و خبر داده بود كه اىدكز به چه فكرى افتاده است .
تاج الدين الدز هم به دريافت اين نامه ، براى نمايندگانى كه در قلعهء غزنه داشت نوشته و دستور داده بود كه مواظب اىدكز باشند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٠