تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
بنابر اين ، اول ماه رجب اين سال كه اىدكز تتر به قلعهء غزنه رسيد ، نگهبانان قلعه از او بر حذر ماندند و قلعه را به دو تسليم نكردند و از پيشروى او جلوگيرى نمودند . اىدكز تتر نيز به ياران خويش دستور داد تا شهر را تاراج كنند . آنان نيز در چند جا دست به يغما نهادند . سرانجام قاضى شهر پاى وساطت در ميان نهاد و قرار گذاشت كه پنجاه هزار دينار ركنى از خزانه به دو بپردازد و از بازرگانان نيز مبلغى ديگر براى او بگيرد . و اىدكز در غزنه به نام غياث الدين خطبه بخواند و خطبه خواندن به نام الدز را قطع كند . مردم از اين پيشامد شادى بسيار كردند . مؤيد الملك كه از جانب تاج الدين الدز در قلعهء غزنه نيابت مىكرد ، رسيدن اىدكز به غزنه را به دو خبر داد . فرستادهء قطب الدين ايبك نيز با پيام تهديد آميزى كه همراه داشت به نزد الدز رسيد . الدز كه وضع را چنين ديد ، خود را باخت و دلسرد و هراسان شد و در تكياباد به نام غياث الدين خطبه خواند و نام خويش را از خطبه انداخت و رهسپار غزنه گرديد . همين كه به غزنه نزديك شد اىدكز از آن جا رخت بست و به سوى غور رفت و در تمران اقامت گزيد و به غياث الدين نامه‌اى نگاشت و او را از حال خويش آگاه ساخت . پولى را هم كه از خزانهء غزنه و از بازرگانان آن شهر گرفته بود برايش فرستاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت