وضع غياث الدين با تاج الدين الدز و قطب الدين ايبك
وقتى تاج الدين الدز به غزنه برگشت و علاء الدين و برادرش جلال را ، چنان كه گفتيم ، اسير كرد ، غياث الدين محمود به او نامهاى نگاشت و از او خواست كه به نام وى خطبه بخواند .
تاج الدين به اين نامه پاسخ منفى و طفره آميز داد و اين بار جواب او سختتر از جواب دفعهء قبلش بود .
غياث الدين محمود بار ديگر به او نوشت كه : « يا به نام ما خطبه بخوان يا آنچه در درون خويش دارى ، فاش كن . »
وقتى كه فرستادهء غياث الدين با اين نامه به غزنه رسيد ، الدز خطيب غزنه را فرا خواند و به دو دستور داد كه پس از طلب آمرزش براى شهاب الدين ، به نام خودش ، يعنى الدز ، خطبه بخواند .
او نيز در غزنه به نام تاج الدين الدز خطبه خواند .
مردم همين كه اين خبر را شنيدند بدشان آمد و انديشههاى ايشان و تركانى كه با الدز بودند دربارهء الدز دگرگون شد و او را شايستهء آن ندانستند كه از وى فرمانبردارى كنند زيرا قبلا از آن رو