سلطان محمد خوارزمشاه اين پاسخ مردانه را از او پسنديد و به ستايش او ، و نكوهش سونج پرداخت .
غياث الدين محمود نيز وقتى شنيد كه سونج طالقان را به خوارزمشاه تسليم كرده ، به هم بر آمد و از كار او خشمگين گرديد .
ولى يارانش او را تسلى دادند و اين كار را جرم ناچيزى شمردند .
خوارزمشاه پس از فراغت از كار طالقان رهسپار هرات شد و در بيرون شهر اردو زد .
حسين بن خرميل نمىگذاشت هيچيك از خوارزميان راهزنى كند و به آزار مردم پردازد . چون آنها دسته دسته گرد هم مىآمدند و راهها را مىزدند .
اين عادت خوارزميان بود .
در اين هنگام فرستادهء غياث الدين محمود با هديههائى كه آورده بود به حضور خوارزمشاه رسيد .
مردم از احترام غياث الدين به خوارزمشاه در شگفت ماندند .
اما سبب اين احترام آن بود كه خوارزميان از غياث الدين بزرگ ، پدر اين غياث الدين ، و برادرش ، شهاب الدين ، هنگامى كه زنده بودند ، تنها به نامهاى « غورى » و « صاحب غزنه » ياد مىكردند .
و اينك وزير سلطان محمد خوارزمشاه ، با پايهء بلندى كه داشت از اين غياث الدين كم رتبه ، باد نكرده بود جز با عنوان « سرور ما سلطان غياث الدين » با وجود ناتوانى و زبونى و شهرهاى كمى كه در اختيار داشت .
اما حسين بن خرميل با گروهى از لشكر خوارزمشاه از هرات
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٢