و از اين كار دست برنمىداشتند .
به آن دو گفتند : « لشكر تركان به شما نزديك شدهاند . »
ولى به اين سخن اعتنائى نكردند و دست از كارى كه در پيش گرفته بودند ، برنداشتند .
نتيجهء اين غفلت آن شد كه اى دكزتتر با تركانى كه همراه داشت ناگهان بر آنان حملهور گرديد .
مهاجمان به لشكريان علاء الدين مهلت ندادند كه سوار اسبان خود شوند . و همهء آنها را كشتند .
برخى از آنان هنگام جنگ و دفاع از خويش و برخى ديگر بىدفاع كشته شدند و از آنان رهائى نيافتند مگر كسانى كه تركان عمدا از خونشان در گذشتند .
تاج الدين الدز وقتى كه بدان جا رسيد و همهء سرداران غورى را كشته ديد ، پرسيد :
« آيا همهء اينها با ما مىجنگيدند ؟ » اى دكزتتر پاسخ داد :
« نه ، بلكه آنها را بىدفاع كشتيم . »
الدز او را به خاطر اين كار سرزنش و توبيخ كرد .
آنگاه دستور داد تا سر ابن مؤيد را پيشش آوردند و به سجده افتاد و خدا را شكر كرد .
سپس فرمان داد تا كشتهشدگان را غسل دهند و به خاك سپارند .
از جملهء كشتهشدگان ابو على بن سليمان بن سيس بود .
اين خبر در بيستم ذى الحجهء اين سال به غزنه رسيد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٦