تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
خلاصه برهان اينست كه علت تقدم وجودى دارد بر معلول نه تقدم زمانى معلول با اينكه هم زمان با علت است و از اين نظر تقدم و تاخرى در كار نيست در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته و مشروط به وجود علت است بر خلاف علت كه مشروط به وجود معلول نيست يعنى در باره معلول صادق است كه تا علت وجود پيدا نكند او وجود پيدا نمىكند اما در باره علت صادق نيست كه تا معلول وجود پيدا نكند او وجود پيدا نمىكند كلمه تا مفيد همان مفهوم شرطيت و مشروطيت است . مثالى ذكر مىكنيم فرض مىكنيم گروهى مىخواهند در يك امرى مثلا حمله به دشمن اقدام كنند اما هيچيك از آنها حاضر نيست پيش قدم شود و حتى حاضر نيست همقدم باشد بسراغ هر كدام كه مىرويم مىگويد تا فلان شخص حمله نكند من حمله نخواهم كرد شخص دوم نيز همين را نسبت به شخص سوم مىگويد و شخص سوم نسبت به شخص چهارم و همينطور . . . يك نفر پيدا نمىشود كه بلا شرط حمله كند آيا ممكن است در چنين وضعى حمله صورت گيرد البته نه زيرا حمله ها مشروط است به حمله ديگر حمله غير مشروط وجود ندارد و حمله هاى مشروط كه سلسله را تشكيل ميدهند بدون شرط وجود پيدا نمىكنند نتيجه اينست كه هيچ اقدامى صورت نمىگيرد . اگر سلسله اى غير متناهى از علل و معلولات فرض كنيم چون همه ممكن الوجود مىباشند وجود هر كدام مشروط بوجود ديگرى است كه آن ديگرى نيز به نوبه خود مشروط به ديگرى است تمام آنها به زبان حال مىگويند تا آن يكى ديگر وجود پيدا نكند ما وجود پيدا نخواهيم كرد و چون اين زبان حال زبان همه است بلا استثناء پس همه يك جا مشروطهائى هستند كه شرطشان وجود ندارد پس هيچيك وجود پيدا نخواهد كرد . از طرف ديگر چون مىبينيم موجوداتى در عالم هستى وجود دارد پس ناچار واجب بالذات و علت غير معلول و شرط غير مشروطى در نظام هستى هست كه اينها وجود پيدا كرده‌اند . برهان خاص ابن سينا و همچنين برهان صدر المتالهين را ضمن توضيح مطالب متن در پاورقى ذكر خواهيم كرد