يكى از براهينى كه هم ميتواند برهان بر امتناع تسلسل باشد هم ميتواند مستقيما بدون آنكه قبلا امتناع تسلسل ثابت شده باشد وجود واجب را اثبات كند برهانى است كه از طريق وجوب يعنى از طريق قاعده الشىء ما لم يجب لم يوجد اقامه شده است خواجه نصير الدين طوسى در تجريد اين راه را براى امتناع تسلسل علل طى كرده است و ما در جلد دوم اصول فلسفه آن را با بيان خاصى تشريح و توضيح دادهايم ولى صدر المتالهين در جلد سوم اسفار اين راه را مستقيما براى اثبات واجب طى كرده است بدون اينكه نيازى باشد كه قبلا امتناع تسلسل علل اثبات شده باشد جمله اى از فارابى نقل مىكند و مدعى مىشود فارابى نيز در آن جمله كوتاه خواسته است همين راه را به همين شكل طى كند .
خلاصه بيان اين است اگر فرض كنيم سلسله اى از علل و معلولات را خواه متناهى و خواه غير متناهى كه در ميان آنها واجب الوجود بالذات نباشد آن سلسله بطور مجموع و هيچيك از آحاد آن جدا جدا وجوب پيدا نخواهد كرد و چون وجوب و ضرورت پيدا نمىكند وجود پيدا نخواهد كرد زيرا هر معلولى آنگاه وجوب و سپس بحسب مرتبه نه زمان وجود پيدا مىكند كه امكان عدم به هيچ وجه در وى نباشد و به اصطلاح سد باب جميع اعدام از وى شده باشد اگر فرض كنيم وجود آن شىء هزار و يك شرط دارد و با نبودن هر يك از آن شروط آن شىء موجود نمىشود لازم است تمام آن شرائط بلا استثناء موجود باشد اكنون هر يك از آحاد سلسله و يا مجموع سلسله را اگر در نظر بگيريم مىبينيم وجوب وجود ندارد زيرا بديهى است كه خود آن واحد بدليل آنكه ممكن بالذات است نمىتواند ايجاب كننده خود و سد كننده ابواب عدم بر خود باشد علتش نيز چنين است زيرا درست است كه اگر فرض كنيم علت آن واحد يا علت مجموع كه جميع آحاد است موجود باشد معلول وجوب و وجود پيدا مىكند ولى فرض اينست كه خود آن علت نيز امكان عدم دارد و راه عدم بر معلول از طريق عدم آن علت باز است همچنانكه راه عدم آن علت از طريق عدم علتش نيز باز است و همچنين الى غير النهايه يعنى هر يك از معاليل را كه در نظر بگيريم راه عدم بر او از طريق عدم جميع علل قبلى باز است يعنى براى اين معلول امكان عدم از راه امكان عدم بر جميع آحاد مقدم بر وى باز است پس تمام سلسله در مرحله امكان است نه در مرحله وجوب و حال آنكه تا به مرحله وجوب نرسد وجود پيدا نمىكند تنها با وجود واجب الوجود در سلسله است كه تمام امكانات عدم سد مىشود اما چون نظام هستى موجود است پس واجب است و چون واجب است پس واجب الوجود در راس اين نظام قرار
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦١