اگر فطرت ما راهى براى اثبات يا نفى اين موضوع نداشت هرگز اين فكر و انديشه را به خود راه نمىداد پس اين بحث براى ما صحيح و روا است
و همچنين فائده ( 1 ) هر كار اجمالا اثرى است كه با انجام يافتن آن پيدا مىشود و اثر اين بحث را انكار نمىتوان كرد پس اين بحث بى فائده نيست .
آرى پس از اين بيان نوبت سؤال ديگرى مىرسد و آن اينكه
شرح
و به اصطلاح هر گاه پاى بحث و تحقيق اين مسائل مىرسد به عقل فرمان تعطيل و استراحت ميدهند اين عده نيز به نوبه خود استدلالهائى دارند كه اكنون جاى بحث و انتقاد از آنها نيست .
اجمالا در مقام انتقاد از اين نظريه در اينجا همين قدر مىگوييم كه در آثار اسلامى كه معطله بانها استناد مىكنند نه تنها دستور تعطيل داده نشده است ترغيب فراوانى در باره به كار انداختن عقل و فكر در اين مسائل به عمل آمده است در آينده در همين مقاله آنجا كه در باره صفات خدا بحث مىكنيم نظر معطله را مفصل نقل و انتقاد خواهيم كرد
( 1 ) اما فايده اين بحث اولا وقتى كه يك بحث در قلمرو كاوشهاى عقلانى و فكرى بشر قرار گرفت پرسش از فائده در باره آن غلط است زيرا خودش فائده است و پرسش از فائده براى فائده غلط است بشر در جهانى زندگى مىكند كه نه از ابتداى آن آگاه است و نه از انتهاى آن و نه از منشا آن طبعا مايل است از ابتدا و انتها و منشا آن آگاه گردد خود اين آگاهى قطع نظر از هر فائده ديگر براى او مطلوب است لزومى ندارد كه هر مسئله علمى و نظرى يك فائده عملى داشته باشد .
ثانيا اعتقاد و ايمان به خدا از مفيدترين و لازمترين معتقدات بشر در زندگى است .
اعتقاد و ايمان به خدا از نظر فردى آرامش دهنده روح و روان و پشتوانه فضائل اخلاقى است و از نظر اجتماعى ضامن قدرت قانون و عدالت و حقوق افراد در برابر يكديگر است بحث در فوائد ايمان و اعتقاد به خدا از حدود وظيفه اين مقاله خارج است