تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
و همچنين پاسخ پرسش دوم ( 1 ) زيرا غريزه اى فطرى كه او را ساختمان واقعى موجودى بوجود آورده هيچگاه بيرون از گردشگاه واقعى خود پاى ننهاده كار نمىكند چنان كه محال است گوش به خيال ديدن بيفتد و يا دهان آرزوى شنيدن داشته باشد و همچنين .
شرح
( 1 ) پرسش دوم اين بود آيا اين بحث صحيح و روا است توهم ناروا بودن اين بحث از آنجا پيدا مىشود كه دستگاه فكرى و عقلانى بشر را نسبت بدرك اين معانى و مفاهيم ناتوان و نارسا بدانيم . اين توهم هم در ميان گروهى از فلاسفه پيدا شده و هم در ميان گروهى از متشرعه فلاسفه حسى معتقدند كه حدود و منطقه فهم و درك بشر محسوسات است ماوراء منطقه محسوسات از دسترسى فهم بشر خارج است بشر نه مىتواند چيزى را در باره ماوراء منطقه محسوسات بپذيرد و نه ميتواند نفى كند . اين عده از فلاسفه هم با فلاسفه الهى اختلاف نظر دارند و هم با فلاسفه مادى زيرا اين هر دو دسته براى فكر و ذهن بشر قدرت تحقيق در ماوراء محسوسات اثباتا يا نفيا قائلند . برخى از فلاسفه و دانشمندان الهى اروپا نيز كميت عقل را در ميدان مسائل الهى به كلى لنگ دانسته‌اند و راه معرفت را منحصر به الهام و اشراق دانسته‌اند پاسكال و برگسون از اين دسته‌اند . ما پاسخ فلاسفه حسى را در پاورقىهاى جلد اول و جلد دوم اين كتاب داده‌ايم پاسخ اين دسته از دانشمندان نيز از ضمن مباحثى كه در مقالات گذشته تحقيق شده است مىتوان دريافت به علاوه در آينده نيز در باره آن بحث خواهد شد . گروهى از متشرعه نيز معتقدند كه عقل بشر از درك حقايق ماوراء الطبيعى قاصر است و در اين مسائل مانند مسائل عملى بايد متعبد بود بعقيده بعضى از اين افراد هيچ صفت خدا حتى يگانگى او را نمىتوان با دلائل عقلى ثابت كرد . مىگويند ما از آن جهت مىگوييم خدا يكى است كه پيغمبر و ائمه گفته‌اند يكى است و الا از راه عقل هيچ دليلى براى يگانگى خدا نداريم اينها توفيقى بودن اسماء الله را بهانه قرار داده از هر گونه تلاش علمى در معارف الهى خوددارى كرده بلكه به آن مخالفت مىكنند اين دسته احيانا در اصطلاح حكماء اسلامى معطله خوانده مىشوند زيرا معتقد به تعطيل دستگاه عقلانى در مسائل الهى مىباشند