تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
ما مىدانيم كه به يك فرد انسان كه از روى غريزه فطرى خود از هر علتى بحث مىكند نمىتوان گفت استثنائا در يك مورد غريزه فطرى خود را رها كن . و اگر گاهى در اثر اشتباه كارى ذهن وى ازين بحث منصرف شده به پرستش ماده بپردازد غريزه فطرى وى در پس پرده به فعاليت خود ادامه داده در موقع فرصت فرآورده خود را بيرون خواهد ريخت . ما با اين بيان به اين نتيجه مىرسيم كه بحث و گفتگو در خداى جهان فطرى انسان است و با اين نتيجه پاسخ پرسش اول از پرسشهاى سه گانه كه در آغاز سخن گذاشته بوديم روشن مىشود
شرح
خود رغبتى بفكر و مطالعه نمىبايد با اينكه علاقه به تحقيق و كاوش يك علاقه فطرى و ذاتى است در بشر . علاقه دينى نيز همينطور است با شرائط محيط بستگى دارد يعنى بود و نبود موجبات توجه بماديات در كاهش و افزايش اين علاقه تاثير بسزا دارد . بعلاوه هر علاقه فطرى در عين فطرى بودن احتياج دارد به تذكر و تنبه بود و نبود مذكرات الهى يعنى امورى كه بشر را به خدا و خالق خودش توجه دهد در افزايش و كاهش اين علاقه مؤثر است كدام رغبت طبيعى است در بشر كه بود و نبود امورى كه بشر را نسبت بانها يادآورى مىكند تاثير ندارد آيا رغبت بخوراك اينطور است يا رغبت جنسى اينطور است . پس بسيار ساده و طبيعى است كه گرفتاريها و سرگرميهاى مادى امروز بشر كه فراوان و جالب و جاذب است از توجه به بحث و كاوش در امور معنوى بكاهد ولى اين گرفتارىها و سرگرميها سبب نمىشود كه علاقه بشر به اين مسائل به كلى از ميان برود بشر امروز نيز اگر فراغتى بيابد با عشق و علاقه وافر بسوى اين مسائل گرايش پيدا مىكند در جهان امروز فكر و كوشش و تعليم و تعلم و تحقيق و تاليف و سخنرانى در باره مسائل الهى كم نيست . در سال ده ها هزار كتاب و مقاله از طرف دانشمندان جهان در اين موضوعات نگارش مىيابد آن كتابها و مقاله ها از ساير كتابها و مقالات علمى و ادبى اگر خواننده بيشترى نداشته باشد كمتر هم ندارد