هم اكنون زير چاپ است به عقيده اين بنده گرايشهائى كه در دو سه قرن اخير در جهان غرب بسوى ماديگرى شد علل گوناگونى دارد يكى از آن علل نارسائيهاى مفاهيم فلفسى غرب بوده است در آن رساله شواهدى بر اين مطلب آورده شده است .
قبلا در نظر داشتم در اين مقدمه فصل مشبعى در اين موضوع بحث كنم و مخصوصا يادداشت كرده بودم كه برخى شواهد را كه در آن رساله ذكر نكردهام در اين مقدمه به تفصيل در باره آنها بحث كنم اما اكنون مىبينم مقدمه بيش از حد تناسب طولانى مىشود .
براى بنده بسيار روشن است كه افرادى كه تصور صحيح از اين مسائل داشته باشند مخصوصا از جنبه الهيات اسلامى بسيار بسيار كمند مرحوم دكتر محمد اقبال پاكستانى به حق مردى است متفكر و انديشمند ولى اين مرد بزرگ با فلسفه اسلامى آشنا نبوده است كتابى تاليف كرده بنام سير فلسفه در ايران كه بهر چيزى ديگر از سير فلسفه در ايران شبيه تر است اين مرد برزگ در مجموعه اى كه از او بنام احياى فكر دينى در اسلام ترجمه و چاپ شده است مقاله اى دارد تحت عنوان محك فلسفى تجليات تجربه دينى در آن مقاله برخى براهين فلسفى بر اثبات خدا از آن جمله برهان معروف وجوب و امكان و بتعبير آن كتاب برهان جهانشاختى و ديگر برهان اتقان صنع و بتعبير آن كتاب برهان هدفشناختى را انتقاد مىكند .
تامل در بيانات اقبال مىرساند كه وى تصور صحيحى از اين مسائل نداشته است و مخصوصا از مفهوم اسلامى اينها هيچگونه آگاه نبوده است .
همچنين برتراند راسل مناظره اى در باره وجود خدا با يك فيلسوف الهى مسيحى بنام كاپلستون دارد كه در سال 1948 ميلادى ميان آن دو
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة مقدمة 35
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
صمقدمة ٣٥