وجدان شود و به همين جهت ماده كه حامل امكان و قابليت شيئى است نمىتواند فعليت همان شىء را كه ندارد به خود بدهد درست است كه فعليتهائى كه در ماده بوجود مىآيند با تجزيه و تركيب و پيدايش شرائط مناسبه بوجود مىآيند ولى بايد ديد كه آيا تنها امكان تجزيه و تركيب در ماده ميتواند فعليت تجزيه و تركيب را بوجود آورد و آيا امكان شرائط همان فعليت شرائط مىباشد و آيا فعليت تجزيه و تركيب و پيدايش شرائط كه همه از سنخ حركت مىباشند محرك كه يكنوع علت فاعلى است نمىخواهد با اينكه حركت بىمحرك نمىشود .
آرى اينان اول در ماده حركت دائمى اثبات كرده و مىگويند انبوه بىشمارى از اجزاء در فضا بهمديگر برخورد نموده و جهانى تشكيل ميدهند و پس از آن كه اين كار را با اتفاق ساختند مىگويند اتفاقى نيست و علت يعنى علت مادى ثابت است و هر جا علتى فاعلى روشن مىبينند نام شرط بوى داده و آهسته رد مىشوند در صورتى كه ما ميدانيم واقعيت اشياء با نام گذارى تغيير نمىپذيرد و بحث فلسفى هم تئورى خالى را كه هيچ اثبات نشود برنمىدارد
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٨