3 و مانند كسانى كه به نظريه حركت عمومى عرضى يا جوهرى پى نبردهاند و نظريه فلسفى لزوم مرجح را ممكن در وجود خود مرجح مىخواهد نيز درست تعقل نكرده گفتهاند ماده جهان قديم است و در وجود خود نيازمند به علت نمىباشد و صور و تركيبات ماده و خواص آنها نيز مستند به ماده مىباشد به علت ديگرى .
اينان از نتائج نظريه حركت عمومى بى خبرند هر ماده اى كه زائيده تراكم شماره زيادى انرژى مىباشد بنا به حركت عمومى فيزيكى هرگز نمىتواند قديم بوده باشد و همچنين اگر ماده مساوى حركت بوده باشد هرگز نام ثبات و دوام را نمىتواند به خود گيرد .
و گذشته از اين ماده اى كه تنها امكان تركيبات و صور و خواص را دارد و بس با مجرد جواز و امكان فعليت آنها را نمىتواند واجد شود مانند پنبه اى كه قابليت رخت شدن را دارد به مجرد اين قابليت رخت نمىشود و نمىشود پنبه را پوشيد بلكه دستهاى ديگرى نيز مانند كارخانه ريسندگى و بافندگى و خياطى بايد به ميان بيايد .
4 و مانند كسانى كه بواسطه تميز ندادن ميان فعل و قبول كنش و پذيرش به انكار علت فاعلى و قناعت به علت مادى گرفتار شده و در اينجا گفتهاند درست است جهان علت مىخواهد ولى علت وى همان ماده اى مىباشد كه با تجزيه و تركيب خود با شرائط گوناگون پديده هاى رنگارنگ مىآفريند .
اينان چنان كه در مقاله 9 بيان شد ميان تاثير و تاثر فرق نگذاشتهاند در حالى كه تاثير معنى از موجودى خود دادن و تاثر معنى از موجودى ديگران گرفتن دارد و بعبارت ديگر در مورد تاثير لازم است مؤثر اثر را واجد باشد و در مورد تاثر متاثر بايد فاقد اثر باشد و البته فقدان نمىتواند
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٧