تمثيل
فرض كنيد با دلى آسوده و حواسى جمع در فضائى آرام نشسته و اين جهان پر جنب و جوش را در برابر خود گذاشته و به تماشاى هر پستى و بلندى دور و نزديك گوشه و كنار بيرون و درون ريز و درشت وى پرداخته چشم چرانى مىكنيد فضائى است بيكران كهكشانهاى دهشت انگيز انبوه منظومه ها خورشيدهاى متلالىء و درخشان ستارگان و اقمار فروزان .
نزديكتر بيائيم زمين و افقهاى نيلگون وى جنگلهاى انبوه و درياهاى خروشان بيابانهاى پهناور جانوران زنده و سازمانهاى درونى آنها روابط زندگى و افكار و انديشه هاى دامنه دار آنها عناصر و تركيبات آتمهاى متراكم و ملكولهاى بىشمار فعاليتهاى فردى و دسته جمعى و تكاپوى حيرت انگيز تحولى و تكاملى آنها و بالجمله اين نظام بديع را با همه بند و بارش كه از مشاهده آن پاى خرد در گل حيرت فرو ميرود تماشا مىكنيد و هر چه مىيابيد به دل مىسپاريد