شرح
كه آيا جهان مجموع هستىهائى كه همه معلول و متكى به غير خود مىباشند بيك يا چند هستى كه قائم بذات و متكى به خود و ثابت و پا بر جا باشد متكى است يا خير بعبارت ديگر اين چيزها كه ما حسا و عملا با آنها روبرو هستيم به حكم وابستگى آنها به غير خودشان و به حكم اينكه در معرض تغيير و تحول و حدوث و زوال مىباشند و به حكم محدوديت وجودشان و اينكه در چهار چوب يك تعين بالخصوص قرار دارند نشانه هاى قطعى از امكان دارند و همه ممكن الوجود مىباشند و هستى آنها از ناحيه غير است نه از ناحيه ذات آيا اين ممكنات متكى و منتهى به موجودى كه آن موجود واجب بالذات باشد مىباشند يا خير دو نكته لازم است كه در آغاز مساله طرح و يادآورى شود 1 فعلا در باره ماهيت يا وحدت واجب بحثى نداريم بحث ما فقط در باره اينست كه آيا همه امكانها از وجوب ذاتى سر چشمه مىگيرد يا خير اما اينكه آن وجوب ذاتى مادى است يا غير مادى آيا واحد است يا كثير در مباحث بعدى و با ادله ديگرى در باره آنها بحث خواهد شد .
2 اينكه مىگوئيم همه ممكنات منتهى بواجب الوجود مىشود نه به اين معنى است كه جهان از لحاظ ابعاد مكانى متناهى است و واجب الوجود در ماوراى مكان است و آخرين حد مكان مرز وجود واجب الوجود است و نه به اين معنى كه زمان متناهى است و اگر به عقب بر گرديم و دفتر زمان را ورق بزنيم به اولين برگ اين دفتر مىرسيم و ما قبل اولين برگ خداوند واجب الوجود قرار گرفته است .
اينها يك سلسله تصورات عاميانه است در باره خداوند و همينها سبب مىشود مسئله به صورت غلطى براى ما طرح شود و براى هميشه گمراه و در اشتباه بمانيم متاسفانه وقتى كه به فلسفه هاى اروپائى نگاه مىكنيم غالبا چه الهى و چه مادى تصورشان در باره خدا از اين قبيل بوده است خدا را يا در آسمانها و بالاتر از آنها جستجو مىكنند و يا در لحظه آغاز عالم .
خواننده محترم از هم اكنون بايد بداند كه خداى حقيقى خدائى كه پيامبران واقعى او را معرفى كردهاند خدائى كه حكمت الهى اسلامى آن را مىشناسد نه در آسمان است و نه در زمين و نه در ما فوق آسمانها و نه در ظلمات و نه در آغاز عالم در همه زمانها و همه مكانها است و به همه چيز محيط است * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * * ( وَهُوَ الله فِي السَّماواتِ وَفِي الأَرْضِ ) * * ( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * * ( وَاعْلَمُوا أَنَّ الله يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِه ) * * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) *بس كه هست از همه سو و ز همه رو راه به تو به تو بر گردد اگر راهروى گردد