تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بيان داشته او انواع مختلف حركت و تحول را تشريح كرده است لكن وى اين حركت را زير و رو نموده و ما بايد براى كشف هسته واقعى و عقلانى آن فلسفه هگل را واژگون سازيم . انگلس شاگرد و مريد ماركس گفته است سيستم هگل روى سر ايستاده بود ما آن را روى پا قرار داديم . استالين در جزوه ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى مىگويد ماترياليسم ديالكتيك به اين سبب ماترياليسم ديالكتيك ناميده مىشود كه طرز توجهش به پديده هاى طبيعت و شيوه تحقيق و راه معرفت آن به اين پديده ها ديالكتيكى است ولى تفسيرش در باره پديده هاى طبيعت و استنباط آن از اين پديده ها و تئورى آن ماترياليستى مىباشد ماركس و انگلس در توصيف شيوه ديالكتيك خود معمولا به هگل مانند فيلسوفى كه خصائل اساسى ديالكتيك را فورموله نموده است استناد مىنمايند ولى نبايد تصور نمود كه ديالكتيك ماركس و انگلس عينا همان ديالكتيك هگل مىباشد در حقيقت ماركس و انگلس فقط هسته معقول ديالكتيك هگل را گرفته و پيوسته ايده آليستى آن را به دور انداخته و سپس ديالكتيك را بيشتر بسط و توسعه داده آن را به صورت علمى امروزه در آورده‌اند ماركس و انگلس در توصيف ماترياليسم خود معمولا به فوئرباخ نيز چون فيلسوفى كه حقوق حقه ماترياليسم را اعاده كرده است استناد مىجويند ولى نبايد تصور نمود كه ماترياليسم ماركس و انگلس عينا مثل ماترياليسم فوئرباخ است ماركس و انگلس در حقيقت هسته اصلى ماترياليسم فوئرباخ را گرفته اضافات ايده آليستى و مذهبى و اخلاقى آن را بدور انداخته ماترياليسم آن را باز هم توسعه داده و به تئورى علمى و فلسفى ماترياليسم رساندند .