. . .
شرح
انتزاعا خاصيت چنين مجموعه اى اينست كه طول و عرض و عمق پديد آيد .
اينكه چگونه ممكن است از يك عده جوهر فرد كه هيچگونه بعدى ندارند مجموعه اى پديد آيد داراى ابعاد مطلبى است كه حكما به عنوان ايراد بر نظريه متكلمين وارد كردهاند .
اين بود نظرياتى كه ميان دانشمندان قديم در باره جسم وجود داشت نظريه ذيمقراطيس و همچنين نظريه متكلمين تدريجا صورت يك نظريه منسوخ را به خود گرفت و طرفدارانى نداشت و در كتب فلسفه به عنوان نقل تاريخى فلسفى و براى رد كردن نقل مىشد ولى در حدود يك قرن پيش كشفياتى رخ داد كه مخصوصا نظريه ذيمقراطيس احيا شد ثابت شد كه اجرام و اجسام محسوس از مجموعه اى از ذرات تشكيل يافتهاند .
قبلا گفتيم كه ذيمقراطيس از نظر توضيح حقيقت و ماهيت جسم با جمهور حكما اختلاف نظرى نداشت از نظر او نيز جسم عبارت است از جوهرى كه در ذات خود قابل ابعاد سه گانه است اختلاف نظر او با ساير حكما از دو نظر بود يكى علمى و ديگرى فلسفى از نظر علمى او معتقد بود كه آنچه به چشم مىآيد واحد واقعى جسم نيست بلكه مجموعه اى از اجسام است تحقيقات علمى جديد به طور قطعى ثابت كرد كه از اين نظر حق با ذيمقراطيس است اختلاف نظر ديگرش كه فلسفى بود در باره امكان و عدم امكان انقسام واحد واقعى جسم بود از نظر ذيمقراطيس واحد واقعى جسم كه همان ذرات است ممتنع الانقسام است ولى از نظر ساير فلاسفه واحد واقعى جسم داراى هر اندازه و هر مقدار باشد همواره قابليت انقسام دارد فلاسفه برهان خاصى براى اثبات اين مدعاى خود اقامه مىكردند كه اكنون مجال بحث از آن نيست .
در تحول علمى جديد ابتدا نظريه فلسفى ذيمقراطيس در باره ممتنع الانقسام بودن ذرات تاييد مىشد و لهذا آن ذرات آتم يعنى شكست ناپذير ناميده شد ولى بعدا ثابت شد كه ذرات شكست ناپذير نيست بلكه ثابت شد هر يك از آتمها منظومه اى را تشكيل مىدهند كه عبارت است از يك نقطه