تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
. .
شرح
عمق است و وحدت اتصالى دارد و در حقيقت جسم واقعى يعنى واحد جسم همان ذرات مىباشند و اجسام محسوسه هر كدام مجموعه اى از عده اى از اجسام كوچكتر مىباشند و در حقيقت ذيمقراطيس از نظر فلسفى يعنى از آن نظر كه مربوط است به حقيقت جسم با ديگران اختلافى ندارد و با آنها هماهنگ است كه حقيقت جسم عبارت است از جوهر قابل ابعاد سه گانه اختلافش با ساير حكما در باره حقيقت جسم نيست در باره مصداق آن حقيقت است يعنى از نظر علمى و حسى است كه آيا اجسام محسوس هر كدام يك واحد جسم واقعى مىباشند يا هر كدام مجموعه اى از واحدهاى جسم مىباشند اختلاف نظر ديگرش در قابليت انقسام ذرات بوده است كه به عقيده او ذرات غير قابل انقسام مىباشند و به عقيده ساير فلاسفه واحد جسم هر اندازه كوچك باشد قابليت انقسام آن همچنان محفوظ است اين اختلاف نظر البته فلسفى است نه علمى . ج متكلمين اسلامى نظريه سومى دارند به عقيده اين گروه هر جسمى از ذراتى تشكيل شده كه فاقد بعد و كشش و امتدادند متكلمين اين ذرات را جوهر فرد يا جزء لا يتجزى مىنامند به عقيده متكلمين اجرام و اجسام محسوس آنچنانكه احساس مىشوند واقعيت ندارند آنچه واقعيت دارد ذرات تشكيل دهنده اجسام است و آن ذرات واجد هيچگونه بعدى نمىباشند نه طول و نه عرض و نه عمق تفاوت نظر متكلمين با نظر ذيمقراطيس در اين است كه طبق نظر ذيمقراطيس ذرات تشكيل دهنده جسم خود داراى طول و عرض و عمق مىباشند يعنى هر ذره‌اى خود مصداق جوهر قابل ابعاد سه گانه است ولى طبق نظر متكلمين ذرات هيچگونه امتداد طولى و عرضى و عمقى ندارند و مصداق تعريف جسم نمىباشند بلكه اساسا جسم به معنى جوهر قابل ابعاد سه گانه مصداق واقعى خارجى ندارد مجموعه اى از جوهرهاى فرد يعنى ذرات عارى از بعد كه با هم جمع شوند خاصيت طول و عرض و عمق پديد مىآورند پس طول و عرض و عمق خاصيت مجموعه است و مجموعه چنان كه مىدانيم وجودى غير از وجود اجزاء ندارد مگر اعتبارا و
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 38 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى