تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
هم عرض وى هستند كه در ماده امكان وجود دارند اگرچه بالاخره از ميان همه آن فعليتهاى امكاندار تنها يكى موجود شده و ديگران در آغوش نيستى خواهند ماند . مثلا ماده سيب كه در تخم سيب است مىتواند سيب شود و مىتواند به واسطه سوختن خاكستر شود و مىتواند به واسطه تغذيه جزء غذا شود و مىتواند هزار چيز ديگر شود اگر چه به حسب وقوع خارجى تنها يكى از اين فعليتها جامه تحقق خواهد پوشيد . و از همين جا روشن مىشود كه طرف نسبت ماده همان يگانه فعليتى كه به وجود آمده و منشا آثار خارجيه خواهد بود نيست زيرا اين فرض موجب بطلان نظريه اول مىباشد و همچنين امكانهاى مفروض ديگر دروغ و پندارى نيستند زيرا اين فرض موجب كذب نظريه دوم مىباشد بلكه همه اين فعليتها كه طرف نسبت هستند يك نحوه فعليت وجودى در ماده دارند ( 12 ) ولى نه فعليتى كه موجب
شرح
( 12 ) خلاصه حل اشكال اينست كه نسبت ميان گذشته و آينده از قبيل نسبت ميان موجود و معدوم نيست بلكه از قبيل نسبت ميان موجود و موجود است يعنى اصل كلى رابطه ميان موجود و معدوم محال است مورد قبول است ولى مسئله مورد نظر از اين قبيل نيست زيرا آينده در گذشته و لاحق در سابق و فعليت در قوه موجود است . اينكه مىگوئيم آينده در گذشته و با گذشته موجود است به دو نحو ممكن است تقرير شود كه يكى مورد قبول نيست و ديگرى مورد قبول است اول اينكه بگوئيم آينده الان و بالفعل موجود است گذشته و حاضر و آينده همه با هم و در هم موجودند چيزى كه هست پرده زمان حجابى است ميان گذشته و آينده وقتى كه به آينده مىرسيم در واقع مانع زمان از ميان ما و آينده برداشته شده است .