از نسبت خارجى مىباشد بسنجيم خواهيم ديد كه هيچگونه خاصه مشتركى ندارند در حالى كه اگر همين ماهيت انسان با ماهيت پشه سنجيده شود در بسيارى از خواص شريك و انباز هم خواهند بود مانند ادراك و اراده و بسيارى از احكام حيات و جسميت و جز آنها اگر چه احكام ويژه نيز دارند .
اينجا است كه بايد گفت اين دو نوع در اصل ماهيت نيز شركتى دارند يعنى ماهيت نوعى آنها به دو بخش مختص و مشترك تحليل مىشود چنان كه هر دو نوع در حيوانيت شريكند و هر كدام يك بخش مختص نيز دارند خواه ما بفهميم يا نفهميم .
ماهيت مشترك به نام جنس و ماهيت ويژه به نام فصل ناميده مىشود .
از اين بيان نتيجه مىگيريم كه 1 در ماهيات نيز تركيب پيدا مىشود .
2 تركيب در ماهيات به واسطه جنس و فصل پيدا مىشود .
يعنى از يك ماهيت مشترك به واسطه انضمام دو فصل مختلف دو نوع مختلف پيدا مىشود و با زبان فلسفى ماهيت جنس مهيتى است در حال ابهام كه در تحصيل و پيدايش يك نوع نيازمند به انضمام فصل و تعيين آن است مانند حيوان كه با انضمام ناطق انسان مىشود .
3 چون هر تركيب ناچار بايد از آحاد تاليف پذيرد ناگزير تركيب ماهيت نيز بايد به جنسى برسد كه بسيط بوده و ديگر بالاتر
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠١